طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٥٢ - حكايت
را) ساختند هر كس برسم شهر خود موضعي عمارت كرد [ند] و از مسلما (نا) ن دوستي اوكتاي حديثي شنيده شده است، آورده شد: حكايت
ثقات چنين روايت كردند، كه جغتاي [١] مسلما (نا) ن را دشمن داشتي و پيوسته در مزاج او آن بود، كه خون مسلمانان بريزد، و هيچ يك را زنده نگذارد، و احكامي وضع كرده بود چنگيزخان، كه جزاي بعضي از ان افعال كشتن بودي، چنانچه دزدي و زنا و دروغ گفتن و خيانت كردن، و هر كه را لقمه در گلو گيرد [٢] بكشند، و هر كه در آب خورد و (يا) بزرگ در رود، او را بكشند، و هر كه بر كنار آب روي بشويد، چنانچه آب روي شسته او در ان آب رود، او را بكشند و هر گناه كه كمتر ازين جمله باشد عقوبت (او) سه چوب و يا پنج چوب، و يا ده چوب بزنند، اما بشرطي كه او را تمام برهنه كنند و چوب زنند بغايت سخت و محكم، (و) اين احكام [٣] رايسه [٤] نام نهادهاند، يعني بزبان مغلي حكم و فرمان [٥] روزي اوكتاي و چغتاي [٦] هر دو (برادر) براهي در صحرائي ميرفتند [٧] اوكتاي پيشتر بود، و جغتاي [٦] پستر در عقب او بربع فرسنگي، ناگاه اوكتاي بسر حوض آبي رسيد، مسلماني را ديد، كه در حوض [٨] سر و اندام ميشست، چون اكتاي را نظر بران مسلمان افتاد، روي بخواص خود كرد و گفت: كه دريغ آن مسلمان بيچاره همين لحظه بر دست برادرم جغتاي كشته خواهد شد، تدبير چيست؟ بعد از ان فرمود هيچ كس با خود با لشت زر يا نقره دارد؟ يكي از خواص [٩] او خدمت كرد، و گفت (كه) با من با لشت نقره موجود است، گفت آن مسلمان را بده
[١] اصل: جقتاي
[٢] مط و مب: بگيرد
[٣] اصل: احكامي را
[٤] اصل: يسيه اصل، مغولي اين كلمه دزاساك است در كتب عربي و فارسي باشكال ياسا. ياسه، يساق، ياساق، يسق و غيره ضبط شده و به ياسا رسانيدن در فارسي كشتن است،
[٥] مط و مب: نام نهاده بزبان مغلي يعني حكم و فرمان
[٦] اصل: جقتاي
[٧] مط و مب: براهي ميرفتند در صحراي.
[٨] مط و مب: رسيد مسلماني دران حوض سرو اندام ميشست
[٩] اصل: خواصان