طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١٣٢ - حديث واقعات غور و غرستان و فيروزهكوه
اما شهر فيروز [ه] كوه، كه دار الملك سلاطين غور بود، در شهور سنه سبع [و] عشر و ستمائة، اقلان چربي [٣] با حشمهاي مغل بدر شهر آمد و بيست و اند روز جنگهاي قوي كرد (ند) و نامراد بازگشت [٤] خلق فيروزه كوه با ملك مبارز الدين سبزواري [٥] خلاف و خروج كردند، و مبارز الدين بضرورت به قلعه بالا رفت، و آن قلعهيي بود، بر شمالي مشرقي شهر بر سر كوه بلند و شامخ، و بدان [٦] موضع در عهد سلاطين غور يك قصر بزرگ بيش نبود، و رفتن ستورها بر ان ممكن نبود (ي) اما درين عهد ملك مبارز الدين سبزواري آن قلعه را معمور كرده [٧] بود، و در دور سر آن كوه (باره) بركشيد [ه] و راه آن قلعه چنان كرده بود، كه شتر (با) بار، بران قلعه بر رفتي، و مرد [ي] هزار را امكان مقام بودي و چون ميان اهل (شهر) فيروزه كوه، و ملك مبارز الدين، مخالفت افتاد، مبارز الدين در قلعه بالا رفت، اهل شهر بخدمت ملك قطب الدين حسن [٨] طاب ثراه، مكتوب [٩] نبشتند، و آمدن او را استدعا نمودند و ملك قطب الدين با لشكر غور [١٠] در فيروز كوه رفت، و پسر عم خود ملك عماد الدين زنگي بعلي [١١] را در فيروزهكوه نصب كرد، و آن [١٢] حال در شهور سنه ثمان [و] عشر و ستمائة بود، چون لشكر كفار از غزنين با اوكتاي بطرف غور آمدند، يك فوج مغافصه بر فيروزه كوه براند [ند] ملك عماد الدين زنگي را در شهور سنه تسع [و] عشر و ستمائة شهيد كردند، و خلق (شهر) را به شهادت رسانيدند، و مبارز الدين
[١] مط و مب و راورتي: غرجستان (ر: ٢٩)
[٢] نام اين شهر معروف در نسخه اصل در اكثر موارد (فيروزهكوه) نوشته شده و در مط و مب، همچنين
[٣] مط و مب و راورتي: جزبي
[٤] مط و مب: گشتند
[٥] اصل و مط و مب: شيرازي، راورتي: سبزواري،
[٦] مط و مب: و بران
[٧] مط و مب: گردانيده
[٨] راورتي: حسين، كه در برخي از نسخ خطي وي حسن هم نوشته شده
[٩] مط و مب: مكتوبات،
[١٠] مط و مب: لشكر خود:
[١١] كذا در اصل و مب: نعلي، اين كلمه در نسخ خطي راورتي بعلي، لعلي، نعلي بوده، كه صحت يكي ازين صور بمن معلوم نشد
[١٢] مط و مب: ابن.