طبقات ناصري(تاريخ ايران و اسلام) - سراج جوزجانی، منهاج الدین - الصفحة ١١٦ - حديث آمدن جلال الدين منكبرني خوارزمشاه بغزني و وقايعي كه او را آنجا افتاد
گردانيد، رضي اللّه عنهم (و رضوا عنه، حق تعالي پادشاه ما را در مسند پادشاهي مخلد داراد آمين) حديث آمدن جلال الدين منكبرني خوارزمشاه بغزني و وقايعي كه او را آنجا افتاد [١]
چون سلطان محمد خوارزم شاه، به نزديك ملك اختيار الدين محمد بن علي خرپوست [٢] غوري فرمان فرستاد، تا از پرشور كه اقطاع او بود، بغزنين آيد، و او مردي كاردان و دلاور و مبارز و ضابط بود، و مدت ده سال نصرت كوه طالقان را از لشكر خوارزم شاه نگاه داشته بود و در خراسان و غور مشهور و مذكور بود [و از] اصل او از ملوك كبار غوريان بود چون بغزنين آمد، از اطراف، لشكر اسلام روي بدو نهادند، و در حضرت غزنين لشكر بسيار جمع شد [٣] چنانچه بقدر صد و سي هزار سوار جرار تمام سلاح [مرتب] در عرض آمد، و عزيمت بران مصمم گردانيد: كه لشكر مرتب گرداند (و) مغافصه بر چنگيزخان براند، كه در پشته نعمان، لشكرگاه داشت، و او را مقهور گرداند، مدام در ترتيب لشكر و استعداد حشم ميبود، و اكابر و معارف خوارزم، كه از خدمت سلطان محمد جدا افتاده بودند، بنزديك او ميآمدند، شهاب الدين الب [٤] كه وزير ممالك غزنين و غور بود، از جهت خوارزم شاه بغزنين آمد، و در غزنين كوتوالي بود، كه او را صلاح الدين گفتندي، از قصبه كردكان [٥] (بفرمان سلطان محمد) چون محمد علي خرپوست [٦] لشكر [بسيار] جمع كرده بود، و ملكخان هرات، در وقت فرار بطرف سيستان رفته، چون هوا گرم شد، روي بطرف غزنين نهاد، خبر سلطان جلال الدين منكبرني [٧] از خراسان برسيد، كه بطرف غزنين ميآيد، شهاب الدين الب
[١] مط و مب: حديث آمدن سلطان جلال الدين خوارزم شاه بغزنين و وقايعي كه او را در آنجا روي داده
[٢] مط و مب: خزپوست (ر: ٣٩)
[٣] مط و مب: جمع كرد
[٤] در يكي از نسخ ماخذ مط البر، راورتي: الب قراقشي
[٥] كذا في الاصل: مط و مب: گردگان: كه در يكي از نسخ مط:
كودگان هم آمده، راورتي كردگان، كه در نسخ خطي وي كودكان يا گودگان نيز بوده
[٦] مط و مب: خزپوست
[٧] مط و مب: منكيرني