پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٨ - ٦- دلايل ديگر
٤- اگر آنها دعوت به اعمال صالح و ترك زشتىها كنند و خودشان به آن عمل نكنند مصداق اين آيه شريفه خواهند بود كه مىفرمايد: اتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَونَ انْفُسَكُمْ وَ انْتُمْ تَتَلُونَ الْكِتَابَ افَلَا تَعْقِلُونَ: «آيا مردم را به نيكىها دعوت مىكنيد و خويشتن را فراموش مىنماييد؟ و در حالى كه كتاب آسمانى را مىخوانيد، آيا فكر نمىكنيد»؟ (بقره ٤٤).
يقيناً هيچ عاقلى نمىپذيرد كه پيامبر مصداق چنين خطابى باشد.
٥- اگر گناهى از پيامبر سر زند و مصداق ظالم (ظلم بر ديگران يا خويشتن) گردد، بايد لعن او جايز باشد، چرا كه قرآن مىگويد الَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ: «آگاه باشيد لعنت خدا بر ظالمان است» (هود ١٨) چگونه مىتوان پيامبر خدا را لعن كرد؟ آيا با مقام نبوت او مىسازد؟
٦- طبق صريح قرآن شيطان به عزت خداوند قسم ياد كرده كه همه را جز عباد مخلصين گمراه خواهد كرد فَبِعِزَّتِكَ لَاغْوِيَنَّهُمْ اجْمَعينَ الَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (سوره ص ٨٢ و ٨٣).
هرگاه گناهى از پيامبر سرزند در زمره اغواشدگان شيطان قرار خواهد گرفت، و از مخلصين نخواهد بود، با اينكه انبيا به طور مسلم از مخلصين هستند. [١]
دلايل ششگانه فوق دلايلى است متين و قابل قبول، هرچند كم و بيش به دلايل اصلى گذشته بازگشت مىكند، در حقيقت شاخههايى است پر ثمر از آن ريشههاى پربار.
چند سؤال
در بحث عصمت انبيا و امامان سؤالات مختلفى مطرح است كه به مهمترين آنها ذيلًا اشاره مىكنيم:
[١]. به جلد ١١ بحارالانوار، صفحه ٩١ تا ٩٦ مراجعه شود.