پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - ٣- ابراهيم عليه السلام
نگفت بت بزرگ اين كار را كرده بلكه گفت بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَسْئَلُوهُم انْ كَانُوا يَنْطِقُونَ. [١]
اين عبارت ممكن است به صورت يك «قضيه شرطيه» باشد، يعنى «ابراهيم» به آنها گفت: اين كار را بت بزرگ كرده است اگر اينها سخن مىگويند، بنابراين از آنها سؤال كنيد» و معلوم است با اين قضيه شرطيه دروغى در كار نبوده است.
اين همان چيزى است كه از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل شده كه فرمود: ما فعله كبيرهم و ما كذب ابراهيم «بت بزرگ اين كار را نكرده بود ابراهيم هم دروغ نگفت» و هنگامى كه سؤال كننده پرسيد چنين چيزى چگونه بوده است؟ فرمود:
قال ابراهيم فَاسْئَلُوهُم انْ كانُوا يَنْطِقُونَ فَكَبِيرُهُمْ فَعَلَ، وَ انْ لَمْ يَنْطِقُوا فَلَمْ يَفْعَل كَبِيرُهُمْ شَيئاً، فَمَا نَطَقُوا وَ مَا كَذِبَ ابْرَاهِيمُ: «ابراهيم گفت: از آنها سؤال كنيد اگر آنها سخن بگويند حتماً بزرگ آنها اين كار را كرده، و اگر سخنى نگويند بزرگ آنها كارى نكرده است، بنابراين نه آنها سخن گفتند نه ابراهيم دروغ گفت»! [٢]
ديگر اينكه اگر ابراهيم اين كار را به بت بزرگى نسبت داد نوعى كنايه به شمار مىآيد بهتر از تصريح است، او مىخواست به اين وسيله خرافى بودن عقائد بتپرستان را به رخ آنها بكشد، و به آنها بفهماند كه اين سنگ و چوب بىجان آنقدر بىعرضه است كه حتى نمىتواند يك جمله سخن بگويد و از عبادتكنندگان خود يارى بطلبد تا چه رسد كه بخواهد مشكلات آنها را حل نمايد.
و به تعبير ديگر دروغ در جايى است كه قرائنى بر اداى مقصود به عنوان كنايه در كار نباشد، و اينجا تمام قرائن نشان مىداد كه ابراهيم قصد جدى از اين سخن نداشته، بلكه هدفش به سخريه كشيدن افكار آنها بوده است، و اينگونه تعبيرات در سخنان روز مرّه نيز بسيار است، مثل اينكه فرضاً يك حادثه اتلاف مالى در يك محيط
[١]. سوره انعام، آيه ٦٣.
[٢]. «نورالثقلين»، جلد ٣، صفحه ٤٣٤، حديث ٨٤ و «بحارالانوار»، جلد ١١، صفحه ٧٦، حديث ٤ (باب عصمة الانبياء).