پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - ٤- آزادى انسانها
چنين كتاب و معارفى را عرضه كند، و ديگر؛ گواهى انبياى پيشين بر حقانيت او است، و سوم هماهنگى تعليماتش با فرمان عقل. (زيرا در محيطى كه مملوّ از خرافات و جهل و جاهليّت و خشونت است، اين گونه هماهنگى با فرمان عقل و دعوت به نيكى و نهى از بدى و حركت به سوى پاكى و مبارزه با ناپاكى امكانپذير نيست).
و چهارمين دليل؛ همان آزاد كردن انسانها از چنگال اسارتها است، زيرا هميشه زمامداران مادى براى تثبيت موقعيت خود، انسانها را به غل و زنجير كشيدهاند، و انواع تحميلها را بر آنها روا داشته، حتى به نام آزادى آزاديشان را سلب كردهاند، و تنها مكتب انبياء است كه به انسان آزادى مىبخشد و از زير فشار بار تحميلات طاغوتيان رهايى مىدهد.
جالب اين كه «اصر» (بر وزن مصر) به گفته راغب در مفردات به معناى: «بستن چيزى و حبس كردن با قهر و غلبه است»، و بعضى مفهوم آن را «حبس مؤكد گرفتهاند»، سپس در لوازم اين معنا (عهد و پيمان، سنگينى گناه، طنابى كه با آن خيمه را مىبندند و امثال آن) به كار رفته است [١] و در اينجا كنايه از انواع تحميلها است كه بر دوش انسانها سنگينى مىكرده است.
و «اغْلَال» جمع «غلّ» در اصل از ماده «غَلَلْ» به معناى نفوذ تدريجى اشياء گرفته شده، همانند نفوذ آب جارى در ميان درختان و از آنجا كه «غلّ» طوقهاى بود كه گردن را در ميان خود قرار مىداده، يا دست و پا را به گردن مىبسته به آن «غلّ» گفتهاند و گاهى از آن تعبير به «جامعه» مىشود به خاطر بستن دست و پا به گردن.
قرآن مجيد اين واژه را بيشتر در مورد همان «طوق گردن» به كار برده، و لذا مىگويد: «غلهايى كه برگردن كفار است».
به هر حال؛ در اين جا به معناى كنايى آن است كه از آن تعبير به «زنجيرهاى
[١]. مفردات راغب، مقاييس اللغة، و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم.