پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - روايات علم غيب
است، من براى تشييع جنازه او حاضر شدم ناگهان ديدم مردم باز مىگردند، سؤال كردم چرا باز مىگردند گفتند بعد از نماز به خاك سپرده خواهد شد.
من گوش به حرف آنها ندادم و دنبال قضيه رفتم ديدم قبل از نماز جنازه را براى دفن مىبرند!.
سپس مرحوم علّامه امينى مىافزايد «اين مختصرى از بسيار است كه در كتابهاى «حفاظ» و شخصيتهاى آنان آمده، و روايات زيادى نقل كردهاند كه نشان مىدهد جمعى از آنها آگاهى بر غيب داشتند، و عجيب اينكه همه آن را به عنوان كرامت شمردهاند و احدى آن را شرك نمىداند»! [١]
و اما در روايات اهلبيت عليهم السلام مسأله علم غيب نيز به صورت گسترده ديده مىشود، از جمله مرحوم علامه مجلسى در «بحار الانوار» در، جلد ٢٦ بابى در اين زمينه منعقد نموده است و دهها روايت درباره آگاهى امامان معصوم عليهم السلام از علم غيب آورده، و از جمله اين روايت است كه با تعبيرات مختلف از چندين طريق نقل شده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: اتَرى مَنْ جَعَلَهُ اللَّهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِهِ يَخْفى عَلَيْهِ شَىْءٌ مِنْ امُورِهِمْ؟:
«آيا تو فكر مىكنى كسى را كه خداوند حجت بر خلق قرار داده ممكن است چيزى از امور آنها بر او مخفى بماند»؟
و در تعبير ديگرى از همان امام مىخوانيم: انَّ اللَّهَ احْكَمُ وَ اكْرَمُ وَ اجَلُّ وَ اعْلَمُ مِنْ انْ يَكُونَ احْتَجَّ عَلى عِبَادِهِ بِحُجَّةٍ ثُمَّ يُغَيِّبُ عَنْهُ شَيْئاً مِنْ امُورِهِمْ: «خداوند حكيمتر، كريمتر، والاتر و آگاهتر از اين است كه حجتى براى بندگان خود قرار دهد سپس چيزى از امور آنها را از وى مخفى دارد». [٢]
در نهج البلاغه نيز جملههاى متعددى مىيابيم كه از آگاهى گسترده على عليه السلام از علم
[١]. الغدير، جلد ٥، صفحه ٥٩ تا ٦٢ (باتلخيص) حديث اخير در تاريخ بغداد، جلد ٢، صفحه ٤٩ آمده است.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٢٦، صفحه ١٣٧ تا ١٥٤.