پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢ - ٩- پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم
جمله اوّل مفهومى ظاهراً سربسته دارد، ولى افسانه پردازان مطالب زيادى به آن بستهاند و خوراك مناسبى به دست دشمنان اسلام داده تا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را- العياذ باللَّه- متهم كنند كه او نسبت به همسر زيد عشق و علاقه داشت.
در حالى كه اين مسأله را خود آيه تكذيب مىكند؛ زيرا مىگويد: «تو بارها به زيد توصيه مىكردى كه همسرت را طلاق مده- توجه داشته باشيد كه جمله «اذْ تَقُولُ» به صورت فعل مضارع است و دليل بر استمرار مىباشد- و اگر مسأله آنگونه كه دشمنان پنداشتهاند بوده باشد، بايد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از طرح مسأله طلاق استقبال كند، يا لااقل سكوت اختيار كند؛ نه اينكه به طور مكرر از آن نهى نمايد.
در مورد جمله دوم نيز گفتهاند: «پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به چه دليل از مردم مىترسيد در حالى كه خداوند سزاوارتر است از او بترسد.
ولى علىرغم احتمالات متعددى كه در تفسير اين آيه و مخصوصاً اين دو جمله داده شده، تا آنجا كه بعضى از مفسّران معروف نيز به اشتباه افتادهاند، اگر تنها در متن خود آيه- مخصوصاً جملههاى قبل و بعد از اين دو جمله- دقت مىكردند مفهوم آيه روشن و گويا است، ولى هنگامى كه از قبل و بعد آن بريده شود ابهامات زيادى بر آن سايه مىافكند.
تفسير آيه با توجه به بندبند جملههاى آن چنين است: خداوند به «زيد» كه پسر خوانده پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بود- او قبلًا غلام و بردهاى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را آزاد كرد، و چون داراى هوش و درايت و كفايت بود او را به منزله فرزند خود برگزيد- نعمت ايمان را بخشيده بود، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز او را مشمول نعمت خود قرار داد و آزادش ساخت و حتى او را همچون فرزند خود پذيرفت، و دختر عمهاش را كه از يك خانواده سرشناس و با شخصيت بود به همسرى او درآورد اين است مفهوم جمله انْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ انْعَمْتَ عَلَيْهِ و از جمله بعد استفاده مىشود كه اختلافى ميان زيد و همسرش واقع شد به طورى كه به فكر طلاق او افتاد، و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پيوسته او را از اين كار منع مىكرد و دعوت به تقوا و پرهيزكارى مىنمود أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ