پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤ - ٧- سليمان عليه السلام
روايات كه مفسّر قوانين موسى است- گرفته شده است، و حتى نقل آن نفرتآور است.
آنچه از تفسيرها صحيحتر به نظر مىرسد و در روايات اسلامى نيز به آن اشاره شده دو تفسير است:
نخست اينكه سليمان آرزو داشت فرزندان لايق و شايسته و شجاعى داشته باشد كه حكومت او را بعد از وى حفظ كنند، و در حياتش نيز در اداره كشور و نظم سپاه با او همكارى داشته باشند، و لذا شبى از شبها گفت: تصميم دارم با همسران متعددى كه دارم آميزش كنم به اين اميد كه فرزندانى شايسته نصيبم گردد، ولى انشاءاللَّه نگفت، همين ترك اولى سبب شد كه هيچ فرزندى از همسرانش تولد نيافت جز كودكى ناقصالخقله همچون جسدى بىروح كه آن را آوردند و بر كرسى او افكندند!
در حديث از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آمده است: وَ الَّذِى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَوْ قَالَ انْ شَاءَ اللَّهُ لَجَاهَدُوا فِى سَبِيْلِ اللَّهِ فُرْسَاناً!: «سوگند به كسى كه جانم به دست اوست اگر انشاء اللَّه مىگفت فرزندان برومندى نصيب او مىشدند كه سوار بر اسبها در راه خدا مىجنگيدند». [١]
در اينجا سليمان متوجه ترك اولاى خود شد و توبه كرد، و خدا او را مورد عفو قرارداد.
ديگر اينكه منظور از جمله «الْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَداً» [٢] اين است كه سليمان به شدت بيمار شد به گونهاى كه همچون جسدى بىروح بر تخت خود افتاد، و اين يك آزمون الهى بود، سپس صحت و سلامت به او بازگشت و منظور از «انابه» در آيه همين است.
[١]. بخارى در صحيح خود اين حديث را نقل كرده، و مفسران در تفسيرهاى خود از جمله روحالبيان و فى ظلال القرآن ذيل آيات مورد بحث آن را آوردهاند.
[٢]. سوره ص، آيه ٣٤.