ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٨ - مقصود
مرگ را تصديق نميكنند، از دين حق منحرفند. برخى گويند: يعنى در آخرت، از راه بهشت منحرف شده، بچپ و راست مىروند و وارد جهنم مىشوند.
(وَ لَوْ رَحِمْناهُمْ وَ كَشَفْنا ما بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ): اگر در آخرت به آنها رحم كنيم و آنها را از ضرر و زيان خلاص كرده، بدنيا بازگردانيم، در طغيان و گمراهى لجاجت بخرج ميدهند. اين آيه نظير اين است كه:(وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) (اگر رد شوند برميگردند بآنچه نهى شدهاند: انعام ٢٨).
برخى گويند: منظور اين است كه اگر آنها را در همين دنيا از گرسنگى و بدبختى نجات دهيم، در گمراهى و سرگردانى خود باقى خواهند ماند.
(وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ): ما كافران را گرفتار قحطى و كمى روزى و كشتار با شمشير كرديم و آنها در برابر خداى خويش تواضع نكرده، رام نشدند.
(وَ ما يَتَضَرَّعُونَ): و در دعا و نيايش رغبتى بخدا نشان نميدهند.
امام صادق (ع) فرمود: استكانت بمعنى دعاء و تضرع بمعنى بلند كردن دست در حال دعاست.
(حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِيدٍ): بر اين روش باقى ماندند، تا اينكه آنها را بعذابى سختتر گرفتار كرديم. منظور همان وقتى است كه پيامبر خدا در باره آنها نفرين كرده، گفت: «خدايا، سالهايى مثل سالهاى قوم يوسف!» در نتيجه كار آنها از گرسنگى به جايى رسيد كه كرك خون آلود ميخوردند. اين نظر از مجاهد است.
ابن عباس گويد: منظور كشته شدن آنها در جنگ بدر است.
جبائى گويى: منظور گشوده شدن درى از عذاب جهنم است در آخرت بروى آنها و برخى گفتهاند: منظور موقع فتح مكه است.
امام باقر (ع) فرمود: منظور رجعت است.
(إِذا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ): كار آنها به جايى رسيد كه از هر خيرى نوميد و دستخوش