ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٣ - مقصود
زمين از خداست و على رغم پندار پوچ يهوديان و مسيحيان و مشركين او را فرزندى نيست.
(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ): و كسى در عالم هستى شريك او نيست تا او را از مقاصدش باز دارد يا او را كمك كند.
(وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً): همه مخلوقات را او آفريده و آنها را بمقتضاى حكمت اندازه گيرى كرده است. مقصود از تقدير اين است كه آنها را در كتابى كه فرشتگان مىنويسند، ثبت كرده است. برخى گويند: يعنى اشياء را خلق كرده و طول و عرض و رنگ و صفات و مدت بقاى آنها را مقدر ساخت.
سپس در باره كفار مىفرمايد:
(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً): بتها را خداى خود پنداشتند و آنها را پرستش كردند.
سپس در باره خدايان آنها مىفرمايد:
(لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ): اين بتها خالق چيزى نيستند. بلكه مخلوقند.
(وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً): و قدرت اينكه ضررى را از خود دور كنند يا نفعى براى خود تحصيل كنند ندارند.
(وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً): و نيز قدرت ندارند كه حيات ببخشند يا بميرانند يا مردگان را زنده كنند. زيرا همه اين كارها مخصوص خداست و بنا بر اين هيچكس جز او لايق پرستش نيست.
(وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراهُ): كافران گفتند: قرآن جز دروغى كه محمد آن را آفريده و به خدا نسبت داده چيزى نيست.
(وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ): و افرادى مثل عداس و يسار و حبر- كه هر سه برده و اهل كتابند- او را بر اينكار كمك كردهاند. برخى گويند: آنها مىگفتند: يهود او را كمك مىكنند.
(فَقَدْ جاءُو ظُلْماً وَ زُوراً): اينان با اين سخنشان مشرك گشته و دروغ گفتهاند: