ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤١ - مقصود
بدون آتش شعلهور شود، يعنى نزديك است نيكيهاى حضرت رسول، پيش از آنكه به او وحى شود، آشكار گردد.
(نُورٌ عَلى نُورٍ): حضرت محمد پيامبرى است از نسل پيامبرى.
برخى گفتهاند: مشكات عبد المطلب و زجاجه عبد اللَّه و مصباح پيامبر خداست كه نه شرقى است و نه غربى بلكه مكى است و مكه وسط دنياست.
از امام رضا (ع) نقل شده كه: مائيم مشكات و مصباح محمد ٦ است كه خدا به ولايت ما هر كه را دوست دارد، هدايت مىكند.
امام باقر (ع) در باره(كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ) فرمود: نور علم است در سينه پيامبر و زجاجه سينه على (ع) است كه علم پيامبر به سينه او منتقل گرديد. نور علم از درختى مبارك فروغ مىگيرد كه نه شرقى و نه غربى و نه يهودى و نه مسيحى است.
(يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ) يعنى عالم آل محمد ٦ به علم خود سخن مىگويد، پيش از آنكه از او سؤال شود.(نُورٌ عَلى نُورٍ) يعنى امامى مؤيد به نور علم و حكمت، از پى امامى از آل محمد است از زمان آدم تا روز قيامت، اينان اوصياء خدايند كه آنها را خليفه و حجت خويش در روى زمين قرار داده و در هر عصرى يكى از آنها خواهند بود.
ابو طالب نيز در باره پيامبر خدا مىگويد:
«تويى محمد امين، بزرگ و نيكو و برگزيده، از برگزيدگان پاكى كه گرامى بودند و نسلشان پاك بود. تويى سعادتمند، از سعادتمندان و سعادتمندان ترا تحت حمايت در آوردهاند. از زمان آدم، هميشه وصى ارشاد كنندهاى در ميان ما بوده است، سخن ترا راست مىشناسم. سخنى كه باطل نميشود، از آن روزى كه طفل بودى، هميشه راست مىگفتى».
تحقيق اين است كه شجره مباركهاى كه در آيه ذكر شده، درخت تناور تقوى و رضوان است، عترت پيامبر درختى است كه اصلش نبوت و تنهاش امامت و شاخه- هايش تنزيل و برگهايش تأويل و خادمانش جبرائيل و ميكائيلند.