ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٣ - مقصود
برخى گفتهاند: اگر بنده درخواست كند و توانايى هم داشته باشد، واجب است.
حسن مىگويد: اگر مالى دارد با او مكاتبه كنيد و اگر ندارد، نامهاى بدستش ندهيد كه پيش مردم برود به استناد آن به گدايى بپردازد.
گويند: سلمان بندهاى داشت كه تقاضاى مكاتبه ميكرد. سلمان گفت: چيزى دارى؟ گفت: نه. گفت: مكاتبه نميكنم. زيرا مال گدايى تهيه مىكنى و بمن مىدهى! قتاده ميگويد: مكروه است كه با او مكاتبه كنند و او از مردم درخواست كمك كند.
(وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ): از اقساط وجوهى كه بايد بپردازد، مقدارى به او ببخشيد. برخى گويند: يعنى از آن پولى كه از آنها مىگيريد، مبلغى به آنها پس دهيد. اين امر نيز استحبابى و بقولى وجوبى است. برخى گويند: خطاب به مؤمنين است كه او را كمك كنند تا بتواند قيمت خود را ادا كند. آنان كه مىگويند:
خطاب به موالى است در مبلغ، اختلاف كردهاند. برخى گويند: به اندازه يك چهارم بايد به او پس بدهند. از على (ع) نيز چنين روايت شده است. برخى گويند: مبلغ معينى نيست. هر چه خواست كم كند و صحيح همين است.
برخى گفتهاند: از زكات به او داده ميشود. زيرا يكى از سهام زكات به مصرف بردگان مىرسد. حسن گويد: اگر قرار داد كتابت نباشد، نميتواند زكات بگيرد.
اصحاب ما مىگويند: مكاتبه بر دو قسم است: مطلق و مشروط. مشروط آن است كه به بنده بگويد: هر وقت از اداى قسمت خود عاجز شدى به بردگى بر ميگردى.
بنا بر اين اگر از اداى قيمت عاجز شد بحال اول برميگردد، مطلق آن است كه به هر اندازه كه از قيمت پرداخت كند، به اندازه آن از تنش آزاد گردد، در اين صورت اگر مثلا نصف قيمت را پرداخت به اندازه نصف از تنش آزاد ميشود و بقيه در بردگى باقى مىماند و بهمين نسبت، هم ارث مىبرد و هم از او ارث برده ميشود[١].
[١]- بديهى است كه مسأله بردگى از پديدههاى اجتماعى جوامع قبل از اسلام است و اسلام پديد آورنده آن نيست و لذا نه تنها اسلام بر اين پديده در هيچ موردى صحه نگذاشته( بلكه راهها و طرق مختلفى براى محدود كردن و خشكانيدن شجره خبيث آن مقرر داشته است.
اسلام ابتدا با منافع بردگى مبارزه كرد. در دنياى قديم بدهكارى كه از پرداخت بده خود عاجز بود به بردگى طلبكار در مىآمد. اسلام اين راه را بست، در دنياى قديم سپاهيان مغلوب به اسيرى سپاهيان غالب در مىآمدند. اسلام شكست خوردگان بدر را كه اسير شده بودند، به شرط تعليم بىسوادان و بعضى هم پرداخت غرامت آزاد كرد. سپس زمينههايى فراهم كرد كه در جامعه اسلامى راه آزاد شدن بر روى بردگان باز باشد. يكى از مصارف زكات خريدن و آزاد كردن بردگان است. اگر مولايى جراحتى بر بنده خود وارد كرد، آن بنده آزاد است. افطار روزه و قتل خطا و مخالفت قسم كفاره دارد و ممكن است انسان براى اداى كفاره برده آزاد كند. يكى از راهها هم مكاتبه است كه آيه فوق در اينباره توصيه لازم كرده و حتى توصيه كمك كرده و مخصوصا كه به اين شرط مكاتبه را توصيه كرده كه تقاضا كننده، خيرى داشته باشد، هيچ بعيد نيست كه منظور اين باشد كه اگر آزادى به نفع او باشد، بايد به تقاضايش پاسخ مثبت داد. چه بسيار اتفاق مىافتد كه آزادى به سود او نباشد و شايد بهمين علت است كه اسلام مبارزه با بردگى را بصورت تدريجى اجرا كرده است.