ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٠ - مقصود
هدف تير تهمت، آنها بودند. همچنين به كسانى است كه به سبب اين تهمت ناراحت و غمگين شده بودند. يعنى: اين تهمت را بد تصور نكنيد، بلكه خير شماست. زيرا خداوند عايشه را تبرئه ميكند و او را بخاطر صبرش اجر ميدهد و سزاى گناه آنها كه تهمت زدهاند، مىدهد.
حسن گويد: خطاب به آنهايى كه تهمت زدهاند يعنى اى تهمت زنندگان، اين تأديب را براى خودش نپنداريد بلكه خير حساب كنيد، زيرا شما را وادار بتوبه مىكند و از تكرار چنين عملى باز ميدارد.
(لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ): هر يك از تهمت زنندگان كيفر گناه خود را به اندازه استحقاق مىبيند.
(وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ): مقصود عبد اللَّه بن ابى است كه رئيس تهمت زنندگان و پيشواى آنها بود. مردم پيش او جمع مىشدند و او قضيه را با آب و تاب و صحنهسازى برايشان نقل مىكرد. مىگفت: زن پيغمبرتان شبى را با مردى گذرانيد. آن گاه به اتفاق آن مرد پيش شما آمد. بخدا، اينها از يكديگر نجات پيدا نكردهاند.
مقصود از عذاب عظيم، عذاب جهنم در آخرت است.
برخى گفتهاند: مقصود مسطح بن اثاثة است و برخى گفتهاند: مقصود حسان بن ثابت است. در روايت است كه حسان در وقتى كه نابينا شده بود، نزد عايشه آمد. بعايشه گفتند: حسان آمد و به تو تهمتهاى ناروايى بست و خدا در باره او فرمود:(وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ ...) عايشه گفت: مگر نه چشم خود را از دست داده است؟
حسان گفت:
|
حصان رزان ما تزن بريبة |
و تصبح غرثى من لحوم الغوافل |
|
زنى پاكدامن و با وقار كه نسبت سويى به او داده نميشود و بيگناهى را متهم نمىسازد.
عايشه گفت: ولى تو چنين نيستى.
(لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً): چرا