ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٧ - مقصود
و هم مغلوب. بعلاوه دو قادر بايد بتوانند به ممانعت و مزاحمت يكديگر پردازند. ولى چون قادر بالذاتند، بايد نتوانند مانع و مزاحم يكديگر شوند و اين محال است.
در اين آيه دلالتى است بر اعجاز قرآن. زيرا در كلام عرب، سخنى كوتاه كه متضمن چنين مطلبى باشد، وجود ندارد. در همين سخن كوتاه دو دليل بر يگانگى خداوند و قدرت كامله او اقامه شده است.
اكنون در تنزيه خود مىفرمايد:
(سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ): مقام خداوندى از داشتن فرزند و شريك- كه مشركين مىگويند- منزه است.
(عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ): او به آشكار و نهان عالم است و هيچ چيز از او پوشيده نيست، نه گذشته و نه حال و نه آينده. چنين خدايى از داشتن شريك منزه است. زيرا مقام او از همه چيزها و همه كسان بالاتر است.
اكنون به پيامبر خود دستور ميدهد:
(قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ):
اى محمد، بگو: پروردگارا، اگر عذاب و گرفتارى آنها را در جنگ بدر بمن نشان دهى، خدايا مرا با مردم ستمكار قرار نده. يعنى هنگامى كه ميخواهى بر آنها عذاب نازل كنى مرا از ميان آنها خارج گردان تا به مصيبت آنها گرفتار نشوم.
از اين آيه استنباط مىشود كه انسان مىتواند آنچه را ميداند كه خداوند انجامش ميدهد از او مسألت كند. بديهى است كه پيامبران از جانب خدا عذاب نميشوند.
مع الوصف به پيامبر اسلام دستور داده شده است كه از خدا بخواهد كه در روز نزول عذاب، او را در صف عذاب شدگان قرار ندهد. فايده اين دعا اين است كه دعا كننده رغبت و تمايل خود را نسبت به خداوند و افعالش در ضمن دعا ثابت مىكند.
(وَ إِنَّا عَلى أَنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ): اين جمله جزء دعاء نيست. از خداوند است. يعنى: ما در عذاب آنها تعجيل نميكنيم. با اينكه بر اين كار قادريم.
بلكه آنها را مهلت ميدهيم و اين مهلت مطابق مصلحت است.