ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١ - مقصود
خود بازى ميكرد، فرمود: اگر دلش خاشع بود، اعضاى بدنش نيز خاشع بودند. از اين روايت استفاده ميشود كه: خشوع در نماز هم بقلب است و هم به اعضاء. خشوع قلب اين است كه از همه چيز اعراض كند و تنها متوجه پرستش و نيايش خدا باشد. و خشوع اعضاء اين است كه چشم را فرو نهد و توجه به كسى و چيزى نكند و از كارهاى بيهوده خوددارى كند.
ابن عباس مىگويد: معنى خشوع اين است كه افرادى كه در سمت راست و چپ او قرار دارند، نشناسد.
در روايت است كه پيامبر خدا در حال نماز چشم را متوجه آسمان ميكرد.
همين كه اين آيه نازل شد، سر را پائين انداخت و ديده را بر زمين دوخت.
(وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ): كسانى كه از هر گفتار و كردار بيفايده و بىاهميت خوددارى ميكنند. چنين چيزهايى زشت و ناپسند است و بايد از آنها اعراض كرد.
ابن عباس گويد: مراد از لغو باطل است. حسن گويد: همه معاصى است. سدى گويد: دروغ است. مقاتل گويد: فحش است. زيرا كفار مكه پيامبر و اصحابش را فحش و ناسزا ميگفتند. از اينرو بمؤمنين دستور داده شد كه از جواب دادن آنها خوددارى كنند.
از امام باقر (ع) نقل است كه: لغو اين است كه انسانى به باطل سخن گويد يا به تو نسبتى دهد كه در تو نباشد و تو براى خدا از او اعراض كنى.
در روايت ديگر است كه مراد از لغو، غنا و لهو است.
(وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ): آنان كه زكات را ادا ميكنند، در اينجا به جاى اذا فعل بكار رفته، زيرا ادا هم فعل است. چنان كه امية بن ابى الصلت مىگويد:
المطعمون الطعام فى السنة الازمة و الفاعلون للزكوات آنها در سال قحطى اطعام ميكنند و زكات ميدهند.
(وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ): يعنى مردان مؤمن فرج خود را از آميزشهاى