ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٤ - مقصود
بصورت مكتوب يك جا نازل مىشد. اما پيامبر اسلام امى بود، نمىخواند و نمينوشت از اينجهت قرآن تدريجاً بر او نازل شد. وانگهى قرآن ناسخ و منسوخ دارد و به سؤالات مختلفى كه شده است، جواب داده و نيز وضعى را انكار ميكند يا از جريانى خبر ميدهد. همه اينها ايجاب ميكرد كه قرآن تدريجاً نازل شود.
(وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا): قرآن را بروشنى بيان كرديم و قطعات آن را قسمت قسمت بر تو نازل كرديم.
در روايت است كه پيامبر خدا به ابن عباس فرمود: وقتى قرآن ميخوانى به ترتيل بخوان. پرسيد: ترتيل چيست؟ فرمود: آشكار و روشن بيان كن و مثل خرماى خشك و غير قابل استفاده پراكندهاش نكن و مثل شعر تند مخوان. بر سر مطالب عجيبش توقف كنيد و دلها را به جنبش در آوريد و همّ شما اين نباشد كه به آخر سوره برسيد.
(وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً): هر مثلى مشركين براى ابطال و دشمنى تو مىآورند، ما نيز كلام حقى بر تو نازل مىكنيم كه مثل آنها را ابطال كند و از مثل آنها از لحاظ روشنى و تفسير بهتر و نيكوتر باشد.
(الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ): اين كفار مكه، بصورت بسوى جهنم كشيده مىشوند. در باره پيامبر خدا و اصحابش مىگفتند: اينها بدترين خلق خدايند. خدا هم در باره آنها فرمود:
(أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلًا): جايگاه اينان بدتر و از لحاظ دين و طريقت گمراهترين مردمانند.
در روايت است كه كسى از پيامبر خدا پرسيد: چگونه كافر به پيشانى به جهنم برده ميشود؟ فرمود: خدايى كه او را بر دو پا راه مىبرد، قادر است كه در قيامت او را بر صورت راه ببرد. اكنون در باره پيامبران و امم ايشان ميفرمايد:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً): ما به موسى تورات داديم و برادرش هارون را مأمور كرديم كه در كار تبليغ رسالت و حمايت او با او باشد.