ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٨ - مقصود
«چگونه خداوند حساب همه را با هم مىرسد؟» فرمود: همانطورى كه همه را در يك حال روزى ميدهد. برخى گويند: منظور از اين مثل عتبة بن ربيعه است كه در عصر جاهليت، در جستجوى دين بود و پس از طلوع اسلام، از دين رو گردان شد.
اكنون مثل ديگرى در باره كفار آورده، مىفرمايد:
(أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ):
يا اينكه كردار آنها مانند ظلماتى است در دريايى كه موجش كوه پيكر است و ساحل آن ديده نميشود و موجى روى موجى قرار دارد و روى موج را ابر پوشانده است.
(ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ): ظلمتها روى يكديگرند: ظلمت دريا، ظلمت موج و ظلمت ابر.
مقصود اين است كه كافر كارها را از روى حيرت انجام ميدهد و رشد پيدا نميكند و بواسطه جهل و حيرت، همچون كسى است كه گرفتار اين ظلمتهاست. زيرا عمل و سخن و اعتقادش همه ظلمانى است. ابى گويد: كافر گرفتار پنج ظلمت است: سخنش ظلمت، عملش ظلمت، محل داخل شدنش ظلمت، محل خارج شدنش ظلمت و سرانجام او در قيامت نيز ظلمت است.
(إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها): وقتى دست خود را بيرون آورد، از فرط تاريكى نزديك است كه آن را مشاهده نكند. برخى گويند: يعنى دست خود را نمىبيند و برخى گويند: يعنى دست خود را با مشقت و دشوارى مىبيند.
(وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ): آنكه خداوند برايش راه نجاتى قرار نداده است، راه نجاتى ندارد. برخى گويند: يعنى هر كه در روز قيامت از نور خدا محروم است، نور ندارد.