دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٩٥
| الاسفار الاربعه جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٩٥ |
اَلاْسْفارُ الاْرْبَعَة، عنوان اثر فلسفى بزرگ و معروف صدرالدين
شيرازي، ملقب به صدر المتألهين و ملاصدرا (ح ٩٧٩-١٠٥٠ق/ ١٥٧١-١٦٤٠م). مؤلف
نام كامل كتاب را الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة نهاده است.
اين كتاب از حيث جامعيت و دامنة تأثير بر حوزة حكمت اسلامى در سدههاي اخير
- به ويژه جريانى كه مىتوان از آن به «حكمت شيعى» تعبير كرد (نك: كربن،
«تاريخ...١»، - مقامى يگانه دارد، چنانكه بسياري از نوشتههاي ديگر صدرالدين
شيرازي و آثار حكماي نسلهاي بعد با اقتباس يا الهام گرفتن از اين اثر پديد
آمدهاند.
گفتنى است كه در حيات علمى صدرالدين، ٣ دورة متمايز وجود دارد: ١. دورة
تحصيل و مطالعه در فلسفه و كلام به شيوة استدلالى محض. ٢. دورة عزلت و
رويكرد به اشراق و سلوك معنوي. ٣. سرانجام، دورة تعليم و پرداختن آثار.
شروع تأليف اسفار را با قراينى بايد در اواخر دورة دوم دانست. مؤلف اين
كتاب را پيش از ديگر آثار خود نوشته است. وي در مقدمة كتاب، آنرا حاصل دورة
طولانى انزوا و كنارهجويى از مشاغل علمى مرسوم مىشمارد (١/٤- ٨) و از سوي
ديگر، از استاد خويش ميرداماد (د ١٠٤٠ق) با دعايى كه در حق زندگان رواست،
ياد مىكند (٦/٣٨١). نيز در اواخر بخش نخست از بخشهاي چهارگانة كتاب، از حالتى
الهامبخش كه او را به پرداختن مطلب توانا ساخته است، سخن مىگويد. در
يادداشتى كه او بر اين سخن خود افزوده - و در حاشية برخى نسخههاي خطى
كتاب آمده - تاريخ ١٠٣٧ق قيد گرديده است (نك: حقوق، ٣٣١؛ نخجوانى، ١٢٩).
«اسفار» در عنوان كتاب جمع سَفَر است، نه آنطور كه برخى گمان كردهاند
جمع سِفر (نك: براون، ؛ IV/٤٣٠ قس: گوبينو، .(٨٠ صدرالدين شيرازي طرح كتاب
خويش را منطبق بر سَفَرهاي چهارگانة عارفان دانسته است (١/١٣). اين سفرها
به بيان او عبارتند از: ١. سفر از خلق به سوي حق، ٢. سفر به حق در حق (به
حق، از آنرو كه سالك در اين سير، وجود خويش را فرو مىنهد و سير او به حق
انتساب مىيابد)، ٣. سفر از حق به سوي خلق به حق (سير در كيفيت صدور كثرت
از وحدت يا مشاهدة مراتب مخلوقات از عالى تا نازل)، ٤. سفر به حق در خلق
(سير در كثرت مخلوقات، از آنرو كه وحدت حق در آنها مندرج است و مشاهدة
كيفيت بازگشت خلق به حق) (همانجا؛ براي تعبيرهاي مختلف از سفرهاي
چهارگانه، نك: ابن عربى، ٧/١١٧، ١٢٥؛ آملى، ٢٦٨؛ كاشانى، ٨٧؛ نيز نك: مركزي،
٩/١٠١٣: رسالهاي با عنوان الاسفار الاربعة از شمسالدين محمد خفري).
كتاب صدرالدين شيرازي نيز در ٤ سفر تنظيم شده است: ١. در امور عامه (وجود و
مظاهر آن)؛ ٢. در حكمت طبيعى (جواهر و اعراض)؛ ٣. در الهيات به معنى اخص؛
٤. در نفس و مبدأ و معاد آن. آنچه در اينباره جلبنظر مىكند تفاوت فصلبندي
اسفار با آثار جامع سابق بر آن در فلسفة اسلامى است كه عموماً پيش از امور
عامه و الهيات خاص به دو مبحث منطق و طبيعيات پرداختهاند و به اقتضاي
طبقهبندي ارسطويى علوم، بخشى را نيز به رياضيات (حكمت وسطى) اختصاص
دادهاند. در اسفار دو مبحث «اصالت وجود» و «حركت جوهري»، نوآوريهاي مؤلف را
به خوبى باز نموده است.
مناسبت ميان بخشهاي چهارگانة اسفار و ٤ سفر عرفانى در نگاه نخست روشن نيست
و همين امر برخى از شارحان فلسفة صدرالمتألهين را به كوشش در تطبيق آن دو
واداشته است. با اينهمه، نتيجة كار ايشان تطبيق يكايك بخشهاي اصلى كتاب با
سفرهاي چهارگانه نيست، بلكه تنها مناسبتهايى را ميان محتواي فصول مختلف
كتاب با آن سفرها نشان مىدهد، با اين توضيح كه آنچه در اسفار از مباحث
امور عامه و جواهر و اعراض آمده، از آنرو كه مقدمة معرفت الهى است، با سفر
نخستين مناسبت مىيابد. بخش مربوط به الهيات به معنى اخص بر سفر دوم قابل
انطباق است و مباحثى كه به پژوهش در نحوة صدور كثرت از ذات حق و سلسلة
عقول و نفوس مىپردازد، مفهوم سفر سوم را تداعى مىكند. سفر چهارم نيز همة
فصولى را در برمىگيرد كه به بحث در احوال نفس و معاد اختصاص يافته است
(نك: قمشهاي، ١/١٣-١٦؛ نوري، ١/١٦-١٧).
آنچه بحث در اينباره را موجه مىسازد، اين نكته است كه استفادة مؤلف از
عنوان «اسفار اربعه» نه از باب تمثيل محض، بلكه به سبب معنايى است كه
او براي روش و غايت كار فلسفى خويش مىشناخته است. از ديدگاه او در حكمت
راستين، برهان و كشف دو وجه جدايى ناپذير و كامل كنندة يكديگرند. وي بارها
در اسفار و ديگر آثار خود از درآميختن روش شناخت فلسفى و طريقة شهود عرفانى
سخن مىگويد و بر سستى روشهايى كه تنها به يكى از اين دو ديدگاه تكيه
دارند، تأكيد مىورزد. در مقدمة كتاب به طالب حكمت توصيه مىكند كه پيش از
خواندن كتاب به تزكية نفس بپردازد و بدينگونه حكمت و معرفت را بر بنيانى
استوار نهد و از اشتغال به سخنان عوام صوفيه، و اعتماد به گفتههاي
متفلسفان به شدت پرهيز كند (١/١٢). در بحث انسان كامل نيز اظهار مىدارد كه
اغلب مباحث كتابش از گونهاي است كه جز كسانى نادر كه به جمع بين علوم
متفكران و علوم مكاشفان توفيق يافتهاند، از آن بهره ندارند (٨/١٤٢-١٤٣، نيز
نك: ١/٩-١٠، ٢/٢٣٢، ٩/١٧٤- ١٧٥، تفسير...، ١٠-١١، مفاتيح...، ٦ -٧). جوهرة مكتب
صدر المتألهين، يعنى آنچه خود آن را «حكمتِ متعالى» مىخواند، در اين مطلب
نهفته است (براي تفصيل، نك: ه د، صدرالدين شيرازي).
در اسفار گذشته از نقل قولهاي گسترده از منابع عرفانى چون آثار ابن عربى و
شارحان آنها، نظريات و گفتههاي بسيار از فيلسوفان و متكلمان موردنقد و نظر
قرار گرفته است. مؤلف در هر مبحث نخست تقريري از موضوع، مطابق مبانى مشهور
حكما به دست مىدهد و به اقتضاي بحث از ديدگاههاي كلامى نيز ذكري به ميان
مىآورد. شيوة تدوين كتاب، چنانكه از گفتههاي مؤلف برمىآيد، متأثر از گرايش
او به تتبع و سازگار كردن آراء گوناگون از دو مكتب مشاء و اشراق است (
اسفار، ١/٥، المبدأ...، ٦). ضمن آنكه وي - چنانكه در مقدمه مىگويد - خواسته
است كه با آگاه كردن خواننده از عقايد پيشينيان، او را در فهم و قبول نظر
خاص خويش ياري كند (١/١٠-١١، نيز نك: ٨٥). به هر روي، جنبة انتقادي اين اثر،
خصيصهاي بارز و شايان توجه است. ويژگى ديگر حكمت صدرالمتألهين كه در اسفار
نمايان است، كوشش وي در اثبات هماهنگى ميان حكمت و شريعت است. وي به
ويژه در سفرهاي سوم و چهارم به نقل و تفسير آيات و احاديث بسيار در تأييد
مبانى خويش مىپردازد. اين ويژگى گاه به كتاب او صبغهاي كلامى بخشيده
است (براي نمونه، نك: ٦/٣٩٥-٣٩٩، ٩/٤-٦ ، ١٦٠-١٦١، ٢٤٣، ٢٧٣، ٣٢١- ٣٢٧).
موارد استناد مؤلف به عبارات كتب فلسفى، عرفانى و كلامى فراوان است، اما
اغلب آنها از منابع مشهور و بازمانده بيرون نيست. مواردي را نيز مىتوان
يافت كه گفتة كسى بدون ذكر صريح نام او نقل شده است و تعيين مآخذ
اينگونه نقلها درخور پژوهشى مستقل است (براي نمونه، نك: ١/٣١٤، ٣١٥، ٣٨٨،
٢/١٥٨، ١٥٩، ٢٩٤، ٧/٢١٦، ٢١٨). از كتب مهمى كه در فصول مختلف اسفار به آنها
ارجاع، و از آنها نقل شده است، اثولوجيا (ه م)و رسائل اخوان الصفا را
مىتوان نام برد. اين دو اثر بىترديد بر افكار مؤلف تأثير عميقى نهادهاند.
از ويژگيهاي متن اسفار، شيوه و زبان روشن آن است و اين درمورد اثري حاوي
مضامين دشوار و ديرياب، امتيازي مهم است و شايد بتوان از اين حيث آن را در
ميان آثار مشابه بىهمتا شمرد. بر اين مزيت، صراحت گفتار و لطف بيان را بايد
افزود كه گاه با شور و شيوايى زبان شاعرانه آميخته است.
بر كتاب اسفار حواشى متعددي نوشتهاند. حاشية ملاعلى نوري (د١٢٤٦ق) را ظاهراً
بايد قديمتر از همه دانست. مفصلترين و معروفترين آنها از ملاهادي سبزواري
(د ١٢٨٩ق) است كه بجز بخش جواهر و اعراض به تمام كتاب پرداخته است. حاشية
آقاعلى مدرس زنوزي نيز از حواشى عالمانه و سودمند اين كتاب است. از ديگر
حاشيهنگاران بر اسفار، ملااسماعيل اصفهانى درب كوشكى (د ١٢٧٧ق)، محمد بن
معصوم على هيدجى (د ١٣٤٩ق) و علامه طباطبايى را مىتوان نام برد (نك:
آقابزرگ، ٦/١٩ - ٢٠؛ آشتيانى، ٥٤ - ٥٦).
اسفار نخست در ١٢٢٢ق بهكوشش على پناه زنوزي و محمدحسن فانى زنوزي در
اصفهان، و چند بار پس از آن در ٤ جلد - از جمله در ١٢٨٢ و ١٢٨٨ق در تهران -
بهچاپ سنگى رسيده است. محمدابراهيم آيتى فهرستى از مطالب كتاب براساس
چاپهاي سنگى اخير تنظيم كرده است. چاپ تحقيقى اسفار با اشراف علامه
طباطبايى در ٩ جلد در ١٣٧٨ تا ١٣٨٩ق در قم صورت گرفته است. اين چاپ حواشى
ششگانة ياد شده را در بر دارد.
ارزش اين كتاب كمابيش توجه محققان اروپايى را جلب كرده است. نخستينبار
ماكس هورتن در كتاب «نظام فلسفى شيرازي١» (استراسبورگ، ١٩١٣م) به
شناساندن اين اثر پرداخت و خلاصهاي از مطالب آن را به زبان آلمانى
برگرداند. هانري كربن نيز در مطالعات مربوط به حكمت متعالى و اسفار، به
ويژه با كتاب خود «اسلام ايرانى٢» سهم شايانى داشته است (نك: .(IV/٥٤-١١٥
مآخذ: آشتيانى، جلالالدين، مقدمه بر المسائل القدسية صدرالدين شيرازي،
تهران، ١٣٥٢ش/١٩٧٣م؛ آقابزرگ، الذريعة؛ آملى، حيدر، المقدمات من كتاب نص
النصوص، بهكوشش جلالالدين آشتيانى، تهران، ١٣٥٢ش/١٩٧٤م؛ ابن عربى،
محيىالدين، الفتوحات المكية، بهكوشش عثمان يحيى، قاهره، ١٩٧٢م به بعد؛
حقوق، خطى؛ صدرالدين شيرازي، محمد، الاسفار الاربعة، قم، ١٣٧٨-١٣٨٩ق؛ همو،
تفسير القرآن الكريم، بهكوشش محمد خواجوي، قم، ١٤١١ق/١٣٦٨ش؛ همو، المبدأ و
المعاد، بهكوشش جلالالدين آشتيانى، تهران، ١٣٥٤ش؛ همو، مفاتيح الغيب،
بهكوشش محمد خواجوي، تهران، ١٣٦٣ش؛ قمشهاي، محمدرضا، حاشيه بر الاسفار (نك:
هم، صدرالدين شيرازي)؛ كاشانى، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفية، لاهور، ١٩٨١م؛
مركزي، خطى؛ نخجوانى، محمد، فهرست كتابخانةدولتى تبريز، تبريز، ١٣٢٩ش؛ نوري،
على، حاشيه بر الاسفار (نك: هم، صدرالدين شيرازي)؛ نيز:
Browne, E. G., A Literary History of Persia, Cambridge, ١٩٢٤; Corbin, H., En
Islam iranien, Paris, ١٩٧٢; id, Histoire de la philosophie islamique,
Paris,١٩٦٤;Gobineau,Comte de, Les religions et les philosophies dans l'Asie
Centrale, Paris, ١٩٢٣.
محمدجواد انواري