دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٣٦
| استوري جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣٣٦ |
اِسْتِوائيّه، نام يكى از استانهاي جنوبى سودان كه در ١٩٧٥م به دو
استان شرقى و غربى تقسيم شد:
استوائية شرقى: اين استان از جنوب به كشورهاي كنيا، اوگاندا و زئير، از شرق
به كشور اتيوپى، از شمال به استانهاي جُنكلى١ و البُحيره، و از غرب به
استان استوائية غربى محدود است («اطلس بزرگ...٢»، .(٧٦-٧٧ مساحت آن ٢٣٧ ،١١٩
كم٢ و مركز آن جوبا٣ است («سالنامة بريتانيكا٤»، .(٧٠٣
سلسله كوههاي ايماتونگ و دُنگوتونا كه در شرق آن تپههاي ديدينگا قرار دارد،
ارتفاعات اين ناحيه را تشكيل داده است. مرتفعترين كوههاي سودان كوههاي
ايماتونگ است كه بلندترين قلة آن (قلة كوه كين يِتى) ١٨٧ ،٣ متر از سطح
دريا ارتفاع دارد ( بريتانيكا، چ ١٩٨٦م، .(VI/٤٢٧ تپههاي ديدينگا نيز با شيب
تندي تا فلات توريت ادامه مىيابد (همان، چ ١٩٧٨م، ميكرو، .(III/٩٣٢
آب و هواي اين ناحيه از سودان استوايى است («اطلس جهانى٥»، ذيل سودان).
فوريه و مارس گرمترين ماههاي سال است و متوسط دما به ٣٠ درجة سانتىگراد
مىرسد («سالنامة جديد...٦»، .(٣٢٦ آوريل و نوامبر پر بارانترين ماهها هستند.
ميزان باران سالانه گاه به بيش از هزار ميلىمتر مىرسد (همانجا؛ قس: الان،
.(٦٨٢
اين سرزمين را محمدعلى پاشا، نايب السلطنة مستقل مصر، در ١٨٢١م به تصرف
درآورد ( بريتانيكا، چ ١٩٨٦م، همانجا). پس از ١٨٤٠م كه مصادف با آخرين
سالهاي حكومت وي بود، اين ناحيه به همراه بحرالغزال در جنوب به روي
بازرگانان گشوده شد. آنان نخست در كار داد و ستد عاج بودند و سپس مستقيماً
به برده فروشى پرداختند ( افريقا، ٩٤ ؛ هالت، ٧٨-٨٠). تجارت برده تا هنگامى
كه سرچارلز گوردون، فرماندار كل سودان در آغاز سال ١٨٧٠م، آن را لغو كرد،
ادامه داشت (طوسون، ١/١١٠ و بعد؛ شقير، ٢٥٤- ٢٥٦؛ بريتانيكا، همانجا).
با آغاز انقلاب مهديون بر ضد حاكميت مصر در ١٨٨١م (نك: هالت، ٩٥ -١٠٧)، چندين
قبيلة محلى در اين ناحيه به انقلابيان پيوستند. نيروهاي انگليسى و مصري
اين قيام را در ١٨٩٨م سركوب كردند و سال بعد اين ناحيه به اتحادية انگليسى
- مصري پيوست ( بريتانيكا، همانجا). در اوايل سدة ٢٠م، كوششهاي بسياري از
سوي مبلغان مسيحى براي گسترش مسيحيت در نواحى استوايى صورت گرفت و
كليساها و مدارس بسياري به دست آنان در اين استان ساخته شد (همانجا؛ هالت،
١٣٥-١٣٦). كوششهاي حكومت براي منطقهاي كردن نظام اداري كشور نيز به تقسيم
سودان به جنوب و شمال انجاميد. اين سياست جداسازي تا ١٩٤٧م ادامه داشت،
ولى پس از استقلال سودان در ١٩٥٦م، گامهايى براي ايجاد هماهنگى ميان شمال
و جنوب از راه اسلامى كردن كشور و اخراج مسيحيان برداشته شد و در نتيجه
بسياري از جنوبيان گريختند. شورشى نيز از سوي سربازان جنوبى (در ١٩٥٨م) در
جوبا روي داد كه به بروز جنگ داخلى منتهى شد و تا كودتاي نظامى در ١٩٦٩م
ادامه يافت. از اين پس حكومت جديد استقلال بيشتري به جنوب داد و اين امر
موجب بازگشت گروهى از جنوبيان شد ( بريتانيكا، همانجا).
در ١٩٨٣م جمعيت اين استان ١٢٥ ،٠٤٧ ،١نفر بود («سالنامة بريتانيكا»، كه بيشتر
آنان از نژاد «حاميهاي وادي نيل٧»، هستند و از آن جمله مىتوان از قبايل
مورْل، ديدينگا، بويا، توپوسا و لاتوكا نام برد. بيشتر ساكنان اين استان به
كشاورزي اشتغال دارند و در آنجا محصولاتى مانند ذرت خوشهاي، كتان، كنجد،
پنبه، دانة كرچك، حبوبات، توتون و جز آن توليد مىشود. محصولات جنگلى آن
شامل صمغ، هيزم، زغال، الوار راه آهن (تراورس) و تيرهاي تلگراف، فيبر
طناب و مواد دباغى است. افزون بر اينها قايق و وسايل كشاورزي نيز در آنجا
ساخته مىشود ( بريتانيكا، همانجا).
استوائية غربى: اين استان در ١٩٧٥م پس از تقسيم استوائيه به دو استان، از
بخش شرقى آن جدا شد. در شمال آن، استانهاي بحرالغزال و البحيره، در جنوب
آن، كشور زئير، در غرب آن، جمهوري افريقاي مركزي و در شرق آن، استان
استوائية شرقى قرار گرفتهاند («اطلس بزرگ»، .(٧٦-٧٧ مساحت آن ٧٣٢ ،٧٨ كم ٢
است و مركز آن يامبيو ناميده مىشود («سالنامة بريتانيكا»، همانجا).
تپههاي مَرّه و ابوگَتّه بر بخش غربى استان مشرفند. همچنين رودخانههاي
واو، نوماتينا، سو و ايبا در اين استان به سمت شمال جريان دارند. پوشش
گياهى آن جنگلهايى با درختان پهن برگ و بيشههاي انبوه در درههاست (
بريتانيكا، همانجا؛ براي اطلاعات تاريخى، نك: استوائية شرقى در همين مقاله).
در ١٩٨٣م جمعيت اين استان ٠٥٦ ،٣٥٩نفر بوده است («سالنامة بريتانيكا»،
همانجا) كه بيشتر آنان همانند مردم استوائية شرقى از نژاد «حاميهاي وادي
نيل» هستند و به كشاورزي اشتغال دارند. حبوبات، غلات، گندم، شاهدانه،
قهوه، توتون و ذرت در اين استان به عمل مىآيد. محصولات جنگلى آنجا صمغ،
هيزم، زغال و وسايل كشاورزي، فيبرهاي طناب و مواد دباغى است و كالاهاي
چرمى، چوب و محصولات چوبى، آرد و مواد غذايى در آنجا توليد مىشود (
بريتانيكا، همانجا). طرح زند كه هدف از آن اسكان قوم اَزنَد است، در اين
استان پىريزي شده، و مركز مديريت آن در نزورا٨ واقع است. گسترش كشاورزي و
توليدات صنعتى، توسعة آموزش و پرورش، ارتباطات و حمل و نقل نيز در اين طرح
پيش بينى شده است (وُل، ١٠٦ ؛ هالت، ١٦٧).
مآخذ: شقير، نعوم، تاريخ السودان، به كوشش محمدابراهيم ابوسليم، بيروت،
١٩٨١م؛ طوسون، عمر، تاريخ مديرية خط الاستواء المصرية، اسكندريه،
١٣٥٥ق/١٩٣٧م؛ هالت، پى. ام و ام. دبليو. دالى، تاريخ سودان بعد از اسلام،
ترجمة محمدتقى اكبري، تهران، ١٣٦٦ش؛ نيز:
Africa, a Handbook, London, ١٩٧١; Allan, J. A., X Sudan, Physical and Social
Geography n , The Middle East and North Africa ١٩٨٦, London, ١٩٨٥; Britannica;
Britannica Book of the Year (١٩٨٨); Great World Atals (The Reader's Digest),
London, ١٩٨١; New African Yearbook ١٩٩١-٩٢, London, ١٩٩١; Voll, J. O. et al.,
The Sudan, London, ١٩٨٥; World Atlas.
مژگان نظامى (ز) ٧/٩/٧٤ (ز) ن ١- ٢٩/١١/٧٤ (ز) ن ٢- ٢٦/١٢/٧٤