دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣١٥
| استرگوم جلد: ٨ شماره مقاله:٣٣١٥ |
اِسْتِرْگوم، شهر و دژي در مجارستان، كنار رود دانوب در ٨٠ كيلومتري
شمال شرقى بوداپست كه در عهد عثمانى مركز سنجاق (ولايت) بوده است.
گفتهاند نام اين شهر از اصل فرانكى اوسترينگون١ به معناي دژ شرقى اقتباس
شده است ( ٢ .(EIنام شهر در آلمانى، گران؛ لاتينى، اِستريگونيوم؛ در زبان
اسلوونى، اوستريهوم است. در مجاري استرگون نيز آمده است (همانجا؛ ٣٧٩
.(WNGD, در زبان تركى اين نام به صورتهاي استرغون، اوسترغون، اوسترغوم و
استورغونه آمده است ( ٢ EI؛ پچوي، ١/٢٥١؛ جودت پاشا، .(٥٧ كاتب چلبى در
كتاب جهان نما نام اين شهر را اوستورغون آورده است (نك: اوزون چارشيلى،
٣(١)/٦٢٨، حاشية ٢).
اين شهر كه بر بالاي تپة مشرف به انحناي بزرگ رود دانوب واقع است، با
گذشت زمان گسترش يافت و در سدة ١١م/٥ق به صورت شهري عمده درآمد. شخصى
به نام گِزا (قوجه) از فرمانروايان مجار (سدة١٠م)را بنيادگذاراين شهر
نوشتهاند(«دائرةالمعارفديانت...٢»، XI/٤٣٨-٤٣٩ ؛ اولياچلبى، ٦/٢٥٧). استرگوم
گاه در تابعيت پادشاهى آلمان، گاه اردل و گاه مجار قرار داشت (همانجا).
اين شهر در عهد فرمانروايى دودمان آرپاد به مناسبتهاي مختلف مركز فرمانروايى
بود و استفان (ايشتوان) اول يا استفان قديس (ح ٩٧٠- ١٠٣٨م/٣٥٩- ٤٢٩ق)،
بنيادگذار دولت مجارستان در همين شهر زاده شد ( ٢ EI)؛ همچنانكه اين شهر در
همان روزگار مقر اسقف بزرگ، رئيس اسقفنشينهاي ١٠ گانة مجارستان نيز بود
(همانجا).
در سالهاي ١٢٤١-١٢٤٢م/٦٣٨ - ٦٣٩ق، با استيلاي مغولان نقطة عطفى در تاريخ شهر
پديد آمد و در نتيجه، مركز فرمانروايى از استرگوم به بودين (بودا) يكى از دو
بخش بوداپست، انتقال يافت ( ميدان لاروس، ؛ II/٦١٧ «دائرة المعارف ديانت»،
.(XI/٤٣٩ با اين وصف استرگوم همچنان به صورت يكى از مراكز اسقف نشين باقى
ماند (همانجا). سلطان سليمان قانونى در ٩٣٢ق/١٥٢٦م درصدد تصرف مجارستان
برآمد. هدف اصلى فرمانده سپاه عثمانى شهر بودين پايتخت مجارستان بود
(اوزون چارشيلى، ٢/٣٧٢). استرگوم در فاصلة ٣ روز راه (٢٧ ميلى) بوداپست قرار
داشت و كليد بودين محسوب مىشد (همو، ٣(١)/٦٢٨، حاشية ٢؛ ، WNGD همانجا). پس از
كشته شدن لايوش در جنگ مجارستان (ذيقعدة ٩٣٢/ اوت ١٥٢٦) در نبرد موهاچ،
گروهى از امراي بخش شرقى مجارستان و ترانسيلوانيا، يانوش زاپوليا را به
پادشاهى مجارستان برگزيدند (اوزون چارشيلى، ٢/٣٧٣-٣٧٤، ٣٧٥)؛ ولى فرديناند
دوك اتريش و فرمانرواي بوهم، برادر شارل پنجم (شارل كن) كه از خاندان
هابسبورگ بود و با يانوش زاپوليا رقابت داشت، به عنوان پادشاه مشروع
مجارستان اعلام شد (همو، ٢/٣٧٦). سلطان سليمان قانونى كه به يانوش وعدة
كمك داده بود، در ٢ رمضان ٩٣٥ق/١٥٢٩م با نيرويى مركب از ٢٥٠ هزار نفر به
قصد تصرف وين پايتخت اتريش، بار ديگر به مجارستان لشكر كشيد و در محرم
٩٣٦/سپتامبر ١٥٢٩، بودين و در ٢ صفر/٦ اكتبر همان سال استرگوم را به تصرف
آورد و پايتخت را به يانوش زاپوليا واگذارد (همو، ٢/٣٧٧، ٣٩٤، حاشية ١١ و ١٢؛
«دائرة المعارف ديانت»، همانجا). در اين ماجرا استرگوم بدون پيكار تسليم
نيروهاي عثمانى شد (همانجا). پس از بازگشت سپاه عثمانى از محاصرة وين، بار
ديگر فرديناند برضد يانوش زاپوليا لشكر كشيد و دژ استرگوم را تصرف كرد (اوزون
چارشيلى، ٢/٣٨٠). پس از اين ماجرا استرگوم گاه به تصرف فرديناند و گاه زير
فرمان يانوش درمىآمد. در ١٥٣٣م در مرز ايران و عثمانى پيكارهايى روي داد.
سليمان قانونى كه وضع در جبهة شرق را دشوار يافته بود، در ژوئيه همان سال
با فرديناند از در سازش درآمد كه در نتيجه مجارستان به دو بخش تقسيم شد:
بخشى زير فرمان يانوش قرار گرفت و بخش ديگر در دست فرديناند باقى ماند (همو،
٢/٣٨٥؛ «دائرة المعارف ديانت»، .(XI/٤٣٩
مرگ يانوش در ٩٤٧ق/١٥٤٠م سبب شد كه فرديناند به بودين حمله برد و آن را
در محاصرة خود گيرد (اوزون چارشيلى، ٢/٣٨٦). سلطان عثمانى با شتاب در ٩٤٨ق
صوقللى محمد پاشا را عازم جنگ با فرديناند كرد (همو، ٢/٣٨٧). از اين سال
سرنوشت استرگوم با تاريخ عثمانى پيوند يافت ( ٢ EI). در ١٨ محرم ٩٥٠ سلطان
سليمان خود عازم جنگ مجارستان شد. در ٢٥ محرم همان سال نيروهاي عثمانى پس
از تصرف بودين، شهر و قلعة استرگوم را متصرف شدند. از اين پس استرگوم به
صورت مركز سنجاق (ولايت) به بيگلربيگى بودين پيوست و حكومت آن به محمد
پاشا (بيك) يحيى پاشازاده واگذار شد (اوليا چلبى، ٦/٢٥٧، ٢٥٨؛ اوزون چارشيلى،
٢/٣٨٨، ٥٦٨ - ٥٦٩؛ پچوي، ١/٢٥١، ٢٥٤؛ لطفى پاشا، ٤١٦؛ «دائرة المعارف ديانت»،
همانجا). پس از تصرف شهر و پيوستن آن به بيگلربيگى بودين، در ٩٥٣ق/١٥٤٦م
بناي كليسا و مقر سر اسقف به مسجد تبديل، و ٣ هزار محافظ براي دفاع از دژ
استرگوم گمارده شد. فرمانده نيروهاي عثمانى در همين سال به ساختن
استحكامات دست زد و خندقى گرد شهر حفر كرد كه كار آن حدود دو سال به درازا
كشيد.
در دوران سلطان مراد سوم (٩٨٢-١٠٠٣ق/١٥٧٤- ١٥٩٥م) محمدپاشا (بيك) فرزند سنان
پاشا مأمور جنگ با اتريش شد. هنگامى كه وي در بودين اقامت داشت، مانسفلد
فرمانده سپاه اتريش در ذيحجة ١٠٠٣ استرگوم را محاصره كرد. در جريان پيكار،
محمدپاشا به بودين گريخت و استرگوم پس از يك ماه محاصره تسليم شد. نتيجة
اين پيكار تسليم استرگوم از سوي محمدپاشا به ميكلوش (مقلوش) سردار مجار بود
(اوليا چلبى، ٦/٢٥٨؛ ٢ EI؛ پچوي، ٢/١٧٥، ١٧٨، ١٧٩-١٨٠؛ اوزون چارشيلى، ٣(١)/٩٧-
٩٨؛ قره چلبىزاده، ٤٧٩). در جريان محاصره بخشى از مقر سراسقف كه به مسجد
تبديل شده بود، ويران شد («دائرة المعارف ديانت»، همانجا؛ اوليا چلبى،
٦/٢٦٥).
قلعة استرگوم مدت ١٠ سال از تصرف نيروهاي عثمانى خارج شد. در ربيعالاول
١٠١٣/اوت ١٦٠٤ سلطان احمد اول (حك ١٠١٢- ١٠٢٦ق/ ١٦٠٣-١٦١٧م) لالا محمدپاشا
وزير اعظم و سردار اكرم را در اواخر همان سال مأمور كرد تا قلعة استرگوم را
مسخر كند. لالا محمد پاشا پس از ٣٥ روز محاصره در جمادي الاول ١٠١٤ قلعة
استرگوم را به تصرف آورد (اوزون چارشيلى، ٣(١)/١١٩، ١٢٠؛ پچوي، ٢/٣٠١؛
اولياچلبى، ٦/٢٦٠؛ «دائرة المعارف XV/ٹأ×ي¤— .(٤٥٠-٤٥١ استرگوم تا ١٠٩٤ق/١٦٨٣م
در تصرف عثمانيها باقى ماند («دائرة المعارف ديانت»، .(XI/٤٤٠ در اين سال
متفقين مهاجم به فرماندهى يان سوبيسكى، پادشاه لهستان، قلعة استرگوم را
محاصره كردند و خواستار تسليم قلعه شدند، اما دلىبكرپاشا، فرمانده نيروهاي
عثمانى، پيشنهاد آنان را نپذيرفت. سربازان مدافع قلعه كه وضع را دشوار
ديدند، تصميم به تسليم آن گرفتند. سرانجام قلعه تسليم شد و سپاهيان عثمانى
به بودين گريختند و از اين تاريخ به بعد استرگوم كه كليد سنجاق بودين بود،
يكباره از تصرف عثمانيها بيرون شد. دلى بكر پاشا، ارسلان محمد پاشا و چند تن
ديگر به گناه تسليم دژ استرگوم اعدام شدند (اوزونچارشيلى،٣(١)/٥٩٣
-٥٩٤؛«دائرةالمعارفديانت»،همانجا).
در رمضان ١٠٩٦/اوت ١٦٨٥ سردار ملك ابراهيم پاشا فرمانده سپاه عثمانى،
استرگوم را در محاصره گرفت، ولى از سپاه اتريش شكست يافت. همين ماجرا به
دست وزير اعظم قرا ابراهيم پاشا بهانه داد، تا براي قتل سردار ملك ابراهيم
تلاش كند. كوشش وي بىاثر نماند و سردار در محرم ١٠٩٧/ نوامبر ١٦٨٥ به دستور
سلطان محمد چهارم به قتل رسيد (اوزون چارشيلى، ٣(١)/٦١٠ -٦١١).
اولياچلبى كه در ١٠٧٤ق/١٦٦٣م به مجارستان سفر كرده بود، وضع بودين و
استرگوم را با تفصيل به شرح آورده است (٦/٢٥٧- ٢٧٥). وي از حاكمان شهر،
زمين و اشكال قلعه كه بر روي تپهاي بلند كنار رود دانوب بنا شده بود، ياد
كرده، و ضمن ستايش از مسجد جامع قزل اُلماي استرگوم، بناي آن را سرآمد
ديگر بناها دانسته، منار بلند مسجد و محل مؤذن را «بانگخانهاي رعنا» ناميده
است (٦/٢٦١، ٢٦٢، ٢٦٥؛ ٢ EI). وي از تصويرهاي زيبايى كه بر ديوارهاي جامع
نقش شده بود، مطالبى ارائه كرده است (٦/٢٦٥). همو مىنويسد: استرگوم ١٦
محله و ٤ محراب مسجد دارد كه در دو مسجد آن نماز جمعه برگذار مىشود. يكى از
مساجد، جامع حاجى ابراهيم با منارهاي بلند و ديگري جامع محكمه با بنايى
قديمى است (٦/٢٧١). محكمة شرع مبين درون اين جامع قرار گرفته است.
استرگوم داراي دو مدرسه به نامهاي مدرسة حاجى ابراهيم و مدرسة محكمه است.
شهر داراي ٤ مكتب، دو تكية درويشان (تكية علىافندي و تكية حاجى ابراهيم) و
يك حمام كوچك است. در شهر ٢١٠ باب دكان وجود دارد (٦/٢٧٢).
از فهرستى كه در ٩٧٨ق/١٥٧٠م و سالهاي پس از آن تدوين شده است، چنين
برمىآيد كه در استرگوم بالغ بر ٨٠٠ خانوار زندگى مىكردند. ٧٨ خانه در قلعة
بالا و ٢٠٤ خانة استوار در قلعة پايين و ٥٤٢ خانه در واروش بزرگ وجود داشت كه
٣٨٣ خانه متعلق به مسلمانان و ١١ خانه از آن كوليهاي مسلمان شده، بود
(«دائرة المعارف ديانت»، .(XI/٤٣٩ اوليا چلبى شمار خانههاي قلعة بالا را ٢٠٠
باب نوشته است (٦/٢٦٣).
در ٩٥٣ق/١٥٤٦م درآمد اين منطقه ٧٠ هزار آقچه بود كه از طريق ماليات، گمرك،
حق العبور و امور بازرگانى خاص تأمين مىشد. در سالهاي ٧٠ سدة ١٦م از حبوبات
و نظاير آن نيز ماليات اخذ مىشد. بخش بزرگى از درآمد مالياتى به دولت
اختصاص داشت و سهم فرماندار سنجاق (ولايت) اندك بود. استرگوم اهميت
سوقالجيشى داشت. از ١٢٣٥ق/١٨٢٠م استرگوم بار ديگر به يكى از مراكز اسقف
نشين مجارستان بدل شد («دائرة المعارف ديانت»، ٤٤٠ .(XI/٤٣٩,
اكنون استرگوم يكى از بنادر رودخانهاي مجارستان در كنار رود دانوب است. در
١٩٨١م جمعيت شهر ٣١ هزار نفر گزارش شده است. شهر داراي تأسيسات ماشينسازي
است. در نزديكى استرگوم از معادن زغال كك بهرهبرداري مىشود («فرهنگ...٢»،
.(١٥٦٦
در استرگوم چند اثر معماري وجود دارد. كاخ شاهى يكى از آثار برجستة معماري
استرگوم است كه تاريخ بناي آن را سدة ٦ق/١٢م نوشتهاند (همانجا؛ XXX/٢٥٤ ,
٣ BSE). ديگر از آثار معماري شهر، سالن رنسانس متعلق به سدة ٩ق/١٥م و مجموعة
كليسايى است كه بناي آن طى سالهاي ١٨٢٢-١٨٥٦م صورت گرفته، و داراي
گنبدي زيباست (همانجا؛ دايرة المعارف فارسى ). كليساي آنّاي مقدس متعلق به
سال ١٨٢٨م نيز از آثار معماري عمدة شهر به شمار مىرود. ديگر از آثار معماري
استرگوم كاخ اسقف اعظم است كه موزه و كتابخانة نفيسى دارد. استرگوم داراي
چشمة آب گرم معدنى است (همانجاها).
مآخذ: اوزون چارشيلى، اسماعيل حقى، تاريخ عثمانى، ترجمة وهاب ولى، تهران،
١٣٧٠-١٣٧٢ش؛ اوليا چلبى، محمد، سياحت نامه، به كوشش احمد جودت، استانبول،
١٣١٨ق، پچوي، ابراهيم، تاريخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛ دايرة المعارف فارسى؛ قره
چلبىزاده، عبدالعزيز، روضة الابرار المبين بحقايق الاخبار، بولاق، ١٢٤٨ق؛
لطفى پاشا، تواريخ آل عثمان، استانبول، ١٣٤١ق؛ نيز:
BSE ٣ ; Cevdet Pasa, Tez @ kir, ed., Cavid Baysun, Ankara, ١٩٨٦; EI ٢ ; Meydan
Larousse, Istanbul, ١٩٨٧; Sovetskii entsiklopedicheskii slovar, Moscow, ١٩٨٧; T
O rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨, T O rkiye diyanet vakf o Isl @ m
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٥; WNGD.
عنايتالله رضا (رب)
ن * ١ * (رب) ٢٢/٢/٧٥
ن * ٢ * (رب) ٢٦/٢/٧٥