دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٨٧
| اسپنجه جلد: ٨ شماره مقاله:٣٢٨٧ |
اِسْپَنْجه، اصطلاحى در نظام مالياتى دولت عثمانى. اسپنجه عوارضى
بوده است كه يهوديان و مسيحيان بالغ، اعم از شهري و روستايى و كوچنشين
مكلف به پرداخت آن بودند (پاكالين، ؛ II/٨٨ اينالجيك، مقدمه، ٣٢ ؛ ارجان،
٧٦ ؛ اونال، .(١٣٢
جايگاه اسپنجه در حقوق مالى عثمانى بهطور دقيق روشن نيست. برخى از فقهاي
عثمانى آن را معادل ماليات و عوارض كشاورزي و نوعى ماليات شرعى مىدانستند
(ارجان، همانجا). گاه نيز با عوارض بيگاري (قوللوك) برابر شمرده مىشد كه
به عوض انجام دادن خدمت، ارزش مادي آن بهطور نقد دريافت مىشد كه اين
امر، خود حالتى از تكامل در نظام مالى بوده است (اينالجيك، همانجا، حاشية
.(٢٠٧ آنچه مسلم است، اسپنجه جزو «رسوم رعيت» و بدون شك ماليات عرفى
بوده است، بهطوري كه در ١١١٦ق/١٧٠٤م در جزيرة كرت براي رعايت موازين
شرعى، گرفتن آن ممنوع و لغو شد (همانجا). اسپنجه را، از آنجا كه بهصورت
سرانه دريافت مىشد، نوعى جزيه نيز محسوب مىداشتند (ارجان، همانجا؛ اوزون
چارشيلى، ٣٩٨ ، حاشية .(١٩ دارندگان نسق زراعى در صورتى كه به هر دليل نسق
خود را از دست مىدادند، اسپنجه از آنان گرفته نمىشد (اونال، .(١٢٩ رعايايى
نيز كه به دين اسلام مشرف مىشدند، از پرداخت آن معاف، و به جاي آن
مالياتى كه «بنّاك» ناميده مىشد و شامل درآمد خريد و فروش بود، از آنان
).همچنيننابالغان( II/٨٩Šöþó‘î‘•)¢ªüõ–ê‘þ¤¢ سليم...، ٨٧؛ارجان، ٨٢ )،
روحانيان مسيحى و يهود (لاموش، ١٩٥)، مأموران سياسى، همراهان، مترجمان و
اتباع مسيحى عثمانى كه در سفارتخانهها كار مىكردند (پاكالين، و نيز
مسيحيانى كه در سپاه عثمانى خدمت مىكردند ( ٢ )، EIاز پرداخت اسپنجه معاف
بودند، اما در ايالت روم ايلى (بخش اروپايى قلمرو عثمانى) كه اسپنجه خاص
آنجا بود، بهطور عموم از غيرمسلمانان دريافت مىشد (اينالجيك، همانجا، حاشية
٢٠٨ ؛ پاكالين، همانجا). از سدة ١٦م پس از گسترش قلمرو عثمانى در شرق
آناتولى از مسيحيان آنجا (اينالجيك، همانجا) و در ولايت خرپوت از «طايفة كفرة
خراجگزار»، اسپنجه گرفته مىشد (اونال، .(١٣٢ گرفتن اين ماليات كه جمعآوري
آن در ماه مارس هر سال انجام مىگرفت (ارجان، ٧٨ )، يكسان نبود. مثلاً در
برخى جاها از تمام مسيحيان و در برخى ديگر فقط از مسيحيان متأهل گرفته مىشد
(اونال، همانجا).
ميزان اسپنجه همواره مقطوع، و سالانه ٢٥ آقچه بوده است
(اينالجيك،پاكالين،همانجاها)،اما در برخىموارد و در قانون نامههاي گوناگون،
در مقدار آن تفاوتهايى بهچشم مىخورد. مثلاً ميزان پرداخت يهوديها كه ٢٥
آقچه بود، در قانوننامة ١١٢٨ق/١٧١٦م جزيرة موره ١٢٥ آقچه ثبت شده است.
همچنين در قانوننامة سلطان محمد فاتح از زنان بيوه فقط ٦ آقچه گرفته مىشد،
در حالى كه در مواردي ١٠ يا ١٥ آقچه و در قانوننامة ٩٨٠ق/١٥٧٢م در قبرس ٣٠
آقچه گرفته مىشد. مالياتى هم كه به ميزان ٥٠ آقچه به عنوان خانه شمار
(قاپى ورگيسى) در مجارستان گرفته مىشد، همان اسپنجه بود (اينالجيك، مقدمه،
٣٣ ، نيز ٣٢ ، حاشية .(٢٠٨ اسپنجه با توجه به قانوننامة ٩٨٤ق/١٥٧٦م از
فرزندان بالغ مجرد يا متأهل كه به اتفاق پدر خانواده در يك محل زندگى و
كار مىكردند نيز به ميزان ٢٥ آقچه دريافت مىشد (ارجان، .(٨٣ در دورة
فرمانروايى سلطان محمدفاتح، اسپنجه بالاترين رقم درآمد مالياتى دولت را
تشكيل مىداد (اينالجيك، مقدمه، .(٣٢
آغاز برقراري اسپنجه بهطور دقيق معلوم نيست. قديمترين سند در اين زمينه
به زمان حكومت بايزيد اول (٧٩٠- ٨٠٥ق/١٣٨٨-١٤٠٢م) و پس از آن به مندرجات
«دفتر سنجاق اروانيد ٨٣٥ق» مربوط مىشود ( ٢ .(EIاحتمال داده مىشود كه
اسپنجه از زمانى كه رسم بيگاري به پرداخت نقدي تبديل شد، بهوجود آمده
باشد (اينالجيك، همانجا، حاشية .(٢٠٧ پس از مدتى اسپنجه ماليات ثابتى شد كه
همراه با جزيه و اعشار يكجا دريافت و به خزانة دولت واريز مىشد. از ١٢٦٥ق
رسم ماليات اسپنجه لغو شد (پاكالين، .(II/٨٩
اسپنجه همچنين به ميزان يك پنجم از ارزش پولى اسيرانى كه به عثمانى
آورده مىشدند، با عنوان خمس شرعى از صاحبان آنها و نيز از كسانى كه براي
كار به استانبول مىآمدند، اخذ و در مقابل قبض رسيدي به آنها داده مىشد كه
اسپنجك نام داشت (همو، و سندي را هم كه به سفيران و كارمندانشان براي
معافيت از اين ماليات داده مىشد، «كاغذ اسپنج» مىناميدند (هامرپورگشتال،
.(I/٥٩٢ شايد ريشة لغوي «پنجك» كه هامر پورگشتال به آن اشاره كرده است ( ٢
)، EIبه اين شيوه مربوط باشد.
مآخذ: سليم قانون نامه سى (مل)؛ لاموش، تاريخ تركيه، ترجمة سعيد نفيسى،
تهران، ١٣٢٦ش؛ نيز:
EI ٢ ; Ercan, Y., Osmanl o imparatorlugunda Bulgarlar ve Voynuklar, Ankara,
١٩٨٩; Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣;
Inalc o k, H., S C ret-i defter-i sancak-i Arvanid, hicr Q ٨٣٥ tarihli, Ankara,
١٩٨٧; Pakal o n, M.Z., Osmanl o tarih deyimleri ve terimleri s N zl O g O ,
Istanbul, ١٩٨٣; Selim K ? n = nn ? mesi, Ankara, ١٩٨٨; [ nal, M. A., XVI.
Yuzyilda Harput sancag o (١٥١٨- ١٥٦٦), Ankara, ١٩٨٩; Uzun ٥ ars o l o , I.H., X
Kanun- o osman Q mefh C m- o defter-i H @ kan Q n , Belleten, Ankara, ١٩٥١, vol.
XV.
علىاكبر ديانت