شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٥٣ - عرفان و تصوّف در «اشارات»
عرفان و تصوّف در «اشارات»
چنانكه گفتيم «اشارات» تنها اثر فلسفى جامع ابن سيناست كه به جاى بخش رياضى سه فصل آخر آن مشتمل بر عرفان و تصوّف است. او همچنانكه در نمطهاى گذشته اين كتاب كوشيده است تا مسائل مربوط به خداشناسى و صفات ربوبى و افعال الهى را با دلايل محكم عقلى اثبات كند و اصول عقايد دينى را با اصول و مبانى فلسفى پشتيبانى كند و هماهنگى بين عقل و شرع را نمايان سازد، در نمطهاى هشتم و نهم و دهم نيز در نزديك ساختن عرفان و فلسفه به يكديگر و تبيين و تقريب اصول و مبانى عرفانى با دلايل و براهين عقلانى مجاهدت بسيار نموده است. او در اين بخش از كتاب كوشيده است تا بعضى از مصطلحات اهل عرفان را توضيح و بعضى از احوال و مدارج و واردات و مشاهدات ايشان را تبيين كند، مبانى تصوّف را با اصول و مبانى فلسفى اثبات و از كرامات مشايخ صوفيّه با دليل عقلى رفع استبعاد كند. با آن كه قبل از «اشارات» بدون شكّ كتابهاى بسيارى در زهد و سير و سلوك تأليف شده است، امّا «اشارات» را بايد اوّلين كتاب درباره «فلسفه عرفان» دانست، كه در آن مبانى و اصطلاحات عرفانى به نيكوترين وجهى با مبانى و براهين عقلى توضيح داده شده است، و از اين روى كلام امام فخر رازى شارح و منتقد بزرگ اشارات در توصيف اين بخش از كتاب حقّ است كه مىگويد:
«هذا الباب اجلّ ما في هذا الكتاب، فإنّه رتّب علوم الصّوفيّة ترتيبا ما سبقه إليه من قبله و لا لحقه من بعده» [١].
«اين باب عالىترين ابواب اين كتاب است، زيرا شيخ در آن علوم صوفيه را به گونهاى مرتّب و منظّم ساخته كه پيش از او ديگرى نكرده و بعد از او هم كسى نتوانسته است».
اكنون نگاهى به مسائلى كه ابن سينا در سه نمط آخر كتاب «اشارات» بيان كرده مىاندازيم:
ابن سينا در «نمط هشتم» از لذّات و آلام عقلى و قوىتر بودن آنها از لذّات و آلام وهمى و حسّى سخن گفته است.
او سپس سعادت را در تكميل قوّه نظرى و عملى دانسته، در نزد او سعادتمندترين افراد «عارفان منزّه» مىباشند. يعنى كسانى كه به كمال علم و عمل نائل گرديده و به سبب تجرّد از علائق و آلودگيهاى جسمانى به عالم قدس و جهان مجرّدات اتصال پيدا كرده و به عالىترين لذّات كه همان لذّات عقلى است دست يافتهاند [٢].
[١] - همين كتاب؛ ص ٥٨٩.
[٢] - عبارت شيخ چنين است: «و العارفون المنزّهون إذا وضع عنهم درن مقارنة البدن و انفكّوا عن الشّواغل، خلصوا إلى عالم