شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٨٥ - نقدهاى فخر رازى
برهان ابن سينا در اثبات قاعده فوق الذّكر به اختصار اين است:
«هر حادثى قبل از وجودش ممكن الوجود است. پس امكان وجود براى آن حاصل است.
اين امكان وجود غير از قادر بودن فاعل بر انجام فعل است ... و اين امكان امرى كه به خودى خود معقول و داراى وجود «لا في موضوع» باشد نيست، بلكه يك معناى اضافى است كه نيازمند به موضوع است. بنابر اين «قوّه وجود» و همچنين «مادّه» (مادّهاى كه حامل اين قوّه است) بر وجود حادث سبقت دارند.» [١]
شيخ الرّئيس در «نجات» و الهيّات «شفاء» گفته است: «ما اين امكان وجود را «قوّه وجود» و حامل آن را به اعتبارات مختلف: موضوع؛ هيولى؛ و مادّه مىناميم» [٢].
نقدهاى فخر رازى
فخر رازى و پيش از او امام محمد غزّالى چون اين قاعده را از جمله دلايل اثبات قدم عالم دانستهاند به شدّت بر آن تاخته و از آن انتقاد كردهاند [٣]. فخر رازى پس از تقرير برهان ابن سينا بر آن اشكال مىگيرد كه:
١- حادث قبل از حدوث، نفى محض و عدم صرف است و اصلا امر متعيّن و متميّزى در كار نيست تا گفته شود يا واجب است، و يا ممكن و يا ممتنع. هر حكمى محكوم عليه (موضوعى) لازم دارد.
٢- بر فرض كه حادث قبل از حدوث ممكن باشد مىگوييم: امكان يك وصف ثبوتى نيست تا محتاج به محلّ و مادّه باشد، بلكه دلايل بسيارى بر عدمى بودن آن وجود دارد. او سپس با اصرار و ابرام فراوان مىكوشد با دلايل متعدّد، عدمى بودن «امكان» را ثابت كند.
٣- اين قاعده در مورد عقول مفارقه و نفوس ناطقه نقض مىشود، زيرا اينها همه در نزد فلاسفه ممكن الوجودند و در عين حال مفارق از مادّهاند و امكان آنها در مادّه نيست. همچنين خود مادّه
المطارحات»؛ ص ٣٢٥؛ و ملاصدرا؛ «اسفار اربعة»؛ (چاپ ايران)؛ ٩ ج؛ ج ٣؛ ص ٤٩.
[١] - همين كتاب؛ ص ٤٠٣.
[٢] - النّجاة؛ ص ٢٢٠؛ و الهيّات شفاء، ص ١٨٢.
[٣] - ر. ك: امام محمد غزالى، «تهافت الفلاسفة»؛ مصر ١٨٥٥ م؛ ص ٩- ١٠٥ و فخر رازى، «المباحث المشرقيّة»؛ قم ١٤١١ ه.؛ ج ١؛ صص ١٢١- ١١٨ و ٦- ١٣٥ و همين كتاب؛ ص ٤٠٥.