شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٥ - ابن سينا و منطق ارسطوئى
از اين سفارش او به ضنّت (- بخل ورزيدن) در افشاى حقايق علمى مىتوان استنباط كرد كه شايد هدف ديگر شيخ الرّئيس از بيان مطالب به صورت رمز و اشاره- چنانچه خود او در پايان نمط دهم متذكّر شده- آن بوده كه نمىخواسته به قول خود او حقيقت نابى را كه در اين اشارات از ميان مطالب بيرون كشيده، و عالىترين لقمههاى دانشى را كه در قالب عباراتى لطيف فراهم ساخته، در اختيار نااهلان، و نادانان، و انسانهاى كم هوش، و بىجرأت، و ناورزيده كه ميل آنها با قيل و قال عوام است، و همچنين متفلسفان بىدين و گمراه قرار گيرد.
٤- تبيين اصول و مبانى عرفان در فلسفه: كتاب «اشارات» تنها اثر فلسفى جامع ابن سينا است كه به جاى بخش رياضى سه فصل آخر آن مشتمل بر «عرفان و تصوّف» است. او براى اوّلين بار از عرفان در فلسفه، و آن هم در شريفترين بخش آن يعنى «الهيّات»، سخن گفته است. او در نمط هشتم و نهم و دهم اين كتاب از اصول و مبانى عرفان بحث كرده، اصطلاحات عرفانى را به نيكوترين وجهى توضيح داده، و با استمداد از مقام رفيع علمى و شهرت عظيمى كه در طب و فلسفه داشته از كرامات و خوارق عادات مشايخ صوفيّه رفع استبعاد كرده و آنها را موجّه و قابل قبول دانسته است. و اين كار او يعنى گفتگو از مقامات و حالات و واردات و مشاهدات و مصطلحات اهل عرفان در فلسفه قبل از او نظير نداشته و كارى بديع و بىسابقه است.
ابن سينا و منطق ارسطوئى
علمى كه در نزد اهل معرفت به «منطق» مشهور است، اگر چه بسيارى از اصول و قواعد آن پيش از ارسطو در ميان دانشمندان مورد بحث و گفتگو بوده است، ولى قدر مسلّم آن است كه ارسطو نخستين دانشمندى است كه مباحث پراكنده منطق را يكجا فراهم آورده، آنها را در رسالههاى متعدّد تبويب و تنظيم نموده، و بخش بزرگى از قواعد آن را با انديشه سترگ و بلند خود ابداع و استخراج كرده است. و به همين سبب او را «معلّم اوّل» و «مؤلّف» و «صاحب منطق» ناميدهاند [١].
بالأصرح منها من تعسّر عليه، و التكلان على التوفيق. و أنا أعيد وصيّتى و أكرّر التماسى أن يضنّ بما تشتمل عليه هذه الأجزاء كلّ الضنّ على من لا يوجد فيه ما اشترطّه فى آخر هذه الإشارات» (همين كتاب، بخش حكمت، ص ١)
[١] - ر. ك: ابن خلدون؛ «مقدّمه»؛ افست تهران؛ استقلال ١٤١٠ ق.؛ ص ٤٩٠؛ و شهرستانى؛ «ملل و نحل»؛ بيروت ١٩٨١ م.؛ ص ١٨٠.