شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٧٣ - ٢- تشكيك در اثبات صور نوعيّة
امّا از اين انتقادها همان گونه كه خواجه نصير الدّين طوسى در شرح خود بر «اشارات» گفته مىتوان پاسخ داد كه اختلاف آثار اجسام را نمىتوان به مادّه و استعداد مادّه نسبت داد زيرا مادّه قابل است نه فاعل، و فاعل نمىتواند قابل چيزهائى باشد كه خودش ايجاد كرده است. پس اين آثار را بايد به چيزى غير از مادّه و صورت جسميّه نسبت داد [١].
و عجيب آن كه ايشان كه در گذشته منكر وجود هيولا بود اكنون چگونه اختلاف آثار را به اختلاف موادّ يا اختلاف استعداد آنها نسبت مىدهد؟
او سپس عموميّت برهان شيخ را مورد تشكيك قرارداده مىگويد: بر فرض كه ما صورت نوعيّه را در بعضى از اجسام بپذيريم و اختلاف صور نوعيّه را علّت وجود كيفيّات مختلف اجسام بدانيم، چه دليلى دارد كه در همه اجسام چنين چيزى وجود دارد؟ در افلاك كه كيفيّات مختلف را نمىپذيرند عدم صورت نوعيّه هم كافى است. اگر در افلاك قائل به صورت نوعيّه شديد اين صورت يا لازم صورت جسميّه است يا نيست. اگر لازم صورت جسميّه نباشد پس زوال آن ممكن است، و امر زائل نمىتواند علّت براى كيفيّت ممتنع الزّوال (مثل امتناع خرق و التيام) باشد. امّا اگر لازم صورت جسميّه باشد اين لزوم يا به خاطر خود صورت جسميّه است، يا به خاطر آنچه كه حالّ در اوست، يا به خاطر آنچه كه محلّ براى اوست؛ يا به خاطر هيچ يك از اين دو. و چون فخر رازى همه اقسام به جز قسم سوّم را باطل مىداند، كيفيّات فلك (يعنى امتناع خرق و التيام) را معلول مادّه فلك مىداند نه صورت نوعيّه.
او سپس ادامه مىدهد كه در اجسام عنصرى كه اشكال مختلف را به سختى قبول مىكنند نيز نيازى به فرض صورت نوعيّه نيست. زيرا بر فرض كه سهولت قبول اشكال مختلف نياز به علّت وجودى و صورت نوعيّه داشته باشد، صعوبت قبول كه همان عدم سهولت است نيازى به صورت نوعيّه ندارد و عدم صورت نوعيّه كفايت مىكند.
بعلاوه چه لزومى دارد كه علّت اختلاف كيفيّات را يك صورت جوهرى بدانيم؟ چه مانعى دارد كه حلول عرضى در جسم موجب اختلاف كيفيّت شده باشد [٢]؟
خواجه نصير الدّين در ردّ اين تشكيكها مىگويد: اين توالى فاسدى كه شارح فاضل براى وجود صورت نوعيّة بر شمرد در صورتى وجود دارد كه صورت نوعيّه فلك لازمه صورت جسميّه آن باشد. امّا اگر بر عكس صورت جسميّه فلك لازمه و معلول صورت نوعيّه آن باشد هيچ يك از اين توالى فاسد
[١] - شرح اشارات، خواجه نصير الدّين طوسى؛ ج ٢؛ ص ١٠٢.
[٢] - همين كتاب؛ ص ٨- ٧٧.