شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٥٢ - مشرب فلسفى ابن سينا در «اشارات»
امّا جهانشناسى ابن سينا بر پايه هستىشناسى و خدا شناسى او بر پا شده و مكمّل آن مىباشد. از نظريّه او درباره ترتيب مراتب وجود و چگونگى فيضان نظام هستى از مبدأ آفرينش، با توجّه به قاعده «الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد»، در بخش نقد و بررسى ايرادات امام فخر رازى سخن به ميان خواهيم آورد. در اين نظريّه وى متأثّر از فلسفه نو افلاطونى است، و در جهانشناسى او عناصر اصيل فلسفه ارسطوئى با اساسىترين اصول فلسفه فلوطينى در هم آميخته تا سلسله مراتب نظام شكوهمند خلقت را توجيه كنند. [١] او همچنين در تبيين عقلى مبانى عرفانى، مانند سريان عشق در همه كائنات، يا در نظريّه استكمال نفس و نزول روح از عالم روحانى و امكان اتّصال آن با عالم قدس، و بازگشت به موطن اصلى از راه رياضت و سير و سلوك تا حدّ زيادى متأثّر از فلسفه اشراقى فلوطين و كتاب «اثولوجيا» ى اوست.
او بعد از آن كه در سه موضع از كتاب «اشارات» درباره نفوس فلكى به عقيده خود تصريح نمىكند. و فقط با تعبيراتى از قبيل: «و تحت هذا سرّ»، «و فيه سرّ»، «و انت إذا طلبت الحقّ بالمجاهدة فيه فربّما لاح لك سرّ واضح خفىّ فاجتهد» اشاره مىكند [٢]، بالاخره در فصل نهم از نمط دهم اين سرّ را فاش كرده و نظريّه خاصّ خود را درباره نفوس فلكى بيان مىكند كه او برخلاف حكماى مشّاء براى افلاك علاوه بر نفوس منطبع در مادّه، نفوس ناطقهاى مثل نفس ناطقه انسانى قائل مىشود كه به جسم خود علاقه تدبيرى دارند و به سبب اين علاقه مىتوانند مانند نفس انسانى كمالات جديدى را كسب كنند. او معتقد است كه اين نظر جز براى راسخان در «حكمت متعاليه» آشكار نيست [٣]. و خواجه نصير الدّين طوسى در تفسير «حكمت متعاليه» مىگويد: اين نوع خاصّى از حكمت است كه مانند حكمت مشّائى مبتنى بر بحث و نظر صرف نيست بلكه در آن علاوه بر بحث و نظر، ذوق و شهود هم نقش دارد [٤].
آنچه گفته شد فقط بعضى از تغييرات و تحوّلاتى بود كه ابن سينا در فلسفه مشّائى رايج در زمان خود اعمال كرده و استقصاى همه موارد، آن هم در همه بخشهاى فلسفه، نيازمند تحقيق مستقلّى است كه از عهده اين مقدّمه كوتاه بيرون است.
[١] - ر. ك: همين كتاب؛ ص ٥٠٧- ٤٩٦ و فلوطين؛ «اثولوجيا»؛ تصحيح عبد الرحمان بدوى؛ قاهره ١٩٦٦ م؛ ميمردهم و كاپلستن فردريك؛ «تاريخ فلسفه»؛ ترجمه جلال الدين مجتبوى؛ تهران (مركز انتشارات علمى و فرهنگى) ١٣٦٢ ش؛ ج ١٢؛ ص ٦٥٢- ٦٤٥.
[٢] - همين كتاب: تكمله نمط ٣؛ فصل ٢٨؛ ص ٣٢٣؛ نمط ٦؛ فصل ١٠ و فصل ١٤؛ ص ٤٤٤ و ٤٥٣.
[٣] - همين كتاب؛ نمط ١٠؛ فصل ٩؛ ص ٦٣٩.
[٤] - خواجه نصير الدين طوسى؛ «شرح اشارات»؛ ج ٣؛ ص ٤٠١.