شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٥٤ - عرفان و تصوّف در «اشارات»
بهجت اين نفوس سعيده با اين لذّات عالى روحانى اختصاص به بعد از موت ندارد، بلكه اينان كه در درياى جبروت غرق شده و از شواغل و موانع مادّى اعراض كردهاند، در اين جهان نيز متنعّم به اين لذّات بوده و گاهى اشتغال به لذّات معنوى ايشان را از توجّه به امور طبيعى غافل مىسازد [١]. و اين گفتار شيخ الرّئيس مؤيّد ادّعاى اهل عرفان است كه مىگويند: «بهشت ما نقد است».
او سپس به بيان مراتب موجودات مجرّده از نظر ابتهاج و لذّت پرداخته و ابتهاج واجب تعالى را كاملترين ابتهاجها دانسته است، زيرا او كاملترين ادراك را نسبت به كاملترين چيزها (يعنى ذات خود) دارد، پس او هم عاشق ذات خود و هم معشوق ذات خويش است [٢]. بعد از ابتهاج واجب تعالى، نوبت به ابتهاج و شادمانى جواهر عقلى مىرسد كه هم به ذات واجب و هم به ذات خويش شادمانند. و بعد عشق و شادمانى عاشقان مشتاق است كه هم از عشق خود لذّت مىبرند و هم از اشتياق خود. و به دنبال اينها نفوس متوسّطند كه بين عالم بالا و جهان پست متردّدند. و بالاخره نفوس ناقص انسانى كه هرگز از بند رها نشوند و رهايى نيابند و شوق جبلّى باعث عذاب آنها گردد.
ابن سينا در آخرين فصل نمط هشتم از يكى از اصول مهمّ تصوّف يعنى سريان عشق در همه اشياء سخن به ميان آورده است. البته او در كتاب «اشارات» به همين مقدار از توضيح اكتفا كرده است كه:
«چون به دقّت بنگرى براى هر يك از اشياء جسمانى كمالى مخصوص به آن خواهى يافت، و عشقى ارادى يا طبيعى به سوى آن كمال. و وقتى از آن كمال دور باشد شوق طبيعى يا ارادى به سوى آن كمال دارد و اين رحمتى از عنايت خداوندى است» [٣].
او درباره اين مطلب رساله مستقلّى (رسالة العشق) را تأليف كرده و در آن سريان قوّه عشق در جميع اجزاء و مراتب عالم هستى از جماد و نبات و حيوان گرفته تا اجرام فلكى و نفوس ناطقه و عقول مجرّده را به اثبات رسانده است. او حتّى در فصل پنجم اين رساله تحت عنوان «فى عشق الظّرفاء و الفتيان للأوجه الحسان» از موضوع عشقهاى مجازى و دلبستگى به صورتهاى زيبا كه در نزد بعضى از اهل عرفان وسيلهاى براى تلطيف روح و نزديك شدن به معشوق حقيقى شمرده شده است، دفاع عقلى كرده و به
القدس و السعادة و انتقشوا بالكمال الأعلى و حصلت لهم اللذّة العليا» (همين كتاب؛ ص ٥٨٢).
[١] - «و ليس هذا الالتذاذ مقصودا من كلّ وجه و النّفس في البدن. بل المنغمسون في تأمّل الجبروت المعرضون عن الشّواغل يصيبون و هم في الأبدان من هذه اللّذّة حظّا وافرا قد يتمكّن منهم فيشغلهم عن كلّ شىء» (همين كتاب؛ ص ٥٨٢).
[٢] - ر. ك: همين كتاب؛ ص ٥٨٥. و «شفاء»؛ الهيّات، قاهره ١٩٦٠ م؛ ص ٣٦٩.
[٣] - همين كتاب؛ ص ٥٨٨.