شرح الإشارات و التنبيهات - الرازي، فخر الدين - الصفحة ٣ - اهميّت و ويژگيهاى كتاب «الإشارات و التنبيهات» در ميان آثار ابن سينا
امّا كتاب «اشارات» كه ظاهرا آخرين اثر جامع ابن سينا در فلسفه مىباشد [١] با دو اثر فوق الذّكر از نظر تنظيم فصول و اسلوب تقرير و سبك تعبير و جهات متعدّد ديگر تفاوتهاى اساسى دارد كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
١- نوآورى در تبويب مباحث و تعيين عناوين: شايد اوّلين چيزى كه توجّه خواننده اين كتاب را به خود جلب مىكند كيفيّت فصل بندى مطالب و عنوان گزينى براى آنها مىباشد. او با آنكه در آثار ديگر خود از عناوين رايج مانند فنّ، مقاله، فصل و امثال اينها استفاده كرده است ولى در اين كتاب براى تعيين عناوين بخشهاى كلّى از اصطلاحاتى نو و بىسابقه همچون «نهج» و «نمط» و براى فصول فرعى از عناوينى مانند: «اشارة»؛ «تنبيه»، «وهم»؛ «وهم و تنبيه» استفاده كرده است. «نهج» در لغت به معناى «راه روشن»، و «نمط» به معناى «سفره گسترده» است. ابن سينا مباحث منطقى را تحت عنوان ده «نهج»؛ و مباحث فلسفه طبيعى و الهى را تحت عنوان ده «نمط» مندرج ساخته است. اختصاص ابواب منطق به «نهج» به اين دليل بوده كه منطق وسيلهاى است براى تعليم راههاى حدّ و برهان، پس ابواب آن «راهها» ئى براى يادگيرى ساير علوم هستند. ليكن ابواب فلسفه طبيعى و الهى خود بالذّات مطلوبند، پس ابواب آن به منزله «خوانهاى گسترده» اى هستند براى پذيرائى از جويندگان حكمت [٢].
أمّا براى تعيين فصول فرعى آنها كه مهمّ و اساسى و نيازمند استدلالند از عنوان «اشاره» استفاده گرديده، و از آنها كه روشن و فرعىاند با «تنبيه»، و از آراء نادرست با «وهم» تعبير شده است.
٢- نثر عربى شيوا و اديبانه: آثارى كه ابن سينا به فارسى و عربى تأليف كرده عموما از رسائى در تعبير و زيبائى در عبارت بهرهمندند. او در آثار خود گاهى عميقترين و پيچيدهترين تحليلهاى فلسفى را با دقيقترين و در عين حال گوياترين تعبيرات، و بدون استفاده از اصطلاحات بيگانه و نامأنوس ادا مىكند، كه اين حكايت از توانائى و تسلّط او بر بيان و نگارش دارد. اين نثر شيوا و دلنشين بيش از همه در كتاب «اشارات» به كمال خود مىرسد، و بخصوص در نمطهاى آخر خود چنان اوج مىگيرد كه خواننده با آن چنان عبارات مسجّع و دلكشى مواجه مىگردد كه دوست دارد آنها را بارها و بارها تكرار
[١] - ابن ابى اصيبعه؛ «عيون الانباء فى طبقات الاطباء»؛ بيروت ١٩٦٥ م.؛ ص ٤٥٧.
[٢] - امام فخر رازى در آغاز شرح خود بر بخش حكمت «اشارات» به همين مطلب اشاره مىكند. او مىگويد: «النّهج الطّريق الواضح، و النّمط ضرب من البسط. و إنّما خصّ أبواب المنطق بالنّهج و أبواب الطّبيعى و الاءلهى بالنّمط، لأنّ المنطق تعليم طرق الحدّ و البرهان، فكانت تلك الأبواب أنهاجا؛ و أمّا أبواب الطّبيعى و الاءلهى فهى مقصودة بذاتها فكانت أنماطا». (همين كتاب؛ ج ٢، ص ٣)