مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٧ - گذر و برونفكنى
معتقد است و البتّه بى آنكه دليلى موجّه براى ما تبيين كند.
چرا ويژگىانسان در گرايش او به ارزش والا همان روح جمعىاى نباشد كه جامعه را سامان بخشيده است؟ چرا حقيقت را واژگونه كنيم و اعتقاد يابيم كه روح جمعى، خاستگاه ارزشهاست و سرگردان بمانيم و دليل حقيقى اين روح جمعى را درنيابيم؟
در يك سخن، همانگونه كه گرايش به غذا را با گرسنگى و جستن لذّت سيرى، توجيه مىكنيم، پس بگذاريد گرايش به ارزش والا را با خلأ روحى و جستن لذّت تعالى توجيه كنيم، بگذاريد با دوركهايم درباره نظر او در مورد ارزش والا، گفتگو كنيم.
دوركهايم در اقامه توجيه خود در تفسير مادّى ارزشها مىگويد:
به چه حقّى ارزش والا را خارج از طبيعت بدانيم و حال آگاهيم كه ارزش والا در طبيعت تجلّى مىيابد و از همين رو ناگزير است تابع عوامل طبيعى باشد [١].
او مىافزايد: اگر چه ارزش والا صرفاً امكان بسيطى نيست كه انديشهها آن را تصوّر كنند، لذا ضرورى است كه آن را «مُراد» بدانيم و از همين جاست كه با نيرويى توانا در به كار انداختن اراده ما تجلّى مىيابد و همين عوامل بتنهايى، همان است كه مىتواند از ارزش والا واقعيتى زنده فراپيش نهد.
اين نيرو در پايان كار ظهور مىكند تا در نيروهاى عضلانى تجسّم يابد وبدين سان نمىتواند با ديگر نيروهاى هستى اختلافى ريشهاى داشته باشد و لذا محال است آن را تحليل كرد و به عناصرش باز گرداند و پيرامون عواملى كه تركيب ارزش را مشخّص مىسازد، و ارزش، محصول همين تركيب به شمار مىآيد [٢].
هنگامى كه اين سخنان دوركهايم را تحليل كنيم در مىيابيم كه او به ضرورت كندوكاو پيرامون عوامل طبيعى ارزشها تا زمانى معتقد است كه آثار اين ارزشها در طبيعت ظهور كند و اين بسيار شگفتانگيز است. زيرا ظهور آثار يك پديده در چيزى دلالت ندارد كه هر دو از يك جنساند. براى مثال آثار خورشيد در زمين ظهور
[١] - القيمة، پول سيزارى، ترجمه دكتر عادل العوّا، ص ١١.
[٢] - القيمة، پول سيزارى، ترجمه دكتر عادل العوّا، ص ١١.