مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٨ - گذر و برونفكنى
مىكند و بر اين اساس، آيا ما بايد خورشيد را در زمين بكاويم؟ اين ديگر چگونه منطقى است؟ آيا اگر انسان در خاور باشد و آثار آن در باختر ظهور كند بايد آن را در باختر كاويد؟ انسان مؤمن براى آخرت تلاش مىكند و آثار اين تلاش در دنيا ظهور مىكند، پس آيا ارزش آن (تلاش براى آخرت) در كار دنيوى او كاويده مىشود؟
آرى! در بحث ديگرى- به خواست خدا- حدود و مرزهاى تجربه را در پژوهش ارزشها مورد گفتگو قرار خواهيم داد و خواهيم گفت كه تجربه پا را از آثار ظاهرى ارزشها فراتر نخواهد نهاد، چنانكه در جاى ديگرى اثبات خواهيم كرد كه ارزشهايى در ميان است كه خاستگاه آن نيازهاى مادّى (مثلًا منفعت) است و مىتوان آن را در چارچوب اين نيازها پژوهش كرد، ولى اين بدان مفهوم نيست كه همه ارزشها چنيناند.
گاهى هم عكس آن صحيح است و آن چنين است كه رويدادهاى تاريخى را در پرتو ارزشها (و بحث پيرامون ارزش والا) بكاويم، ارزشهايى كه اگر آنها را به كنار زنيم به هيچ وجه تصوير مورد نظر تكامل نمىپذيرد و هرگز رويداد مورد نظر شناخته نمىشود. براى مثال: عصر شكوفايى پيش از آنكه عصر پيشرفت فنّاورى (براى مثال اختراع چاپخانه) باشد، عصر ارزشها و پژوهش پيرامون ارزشهاى والا بود. «آلبرت سوريل» مىگويد: «تحوّلات در سايه نظام قديم (و در جستجوى رسيدن به عصر نوين) رو به سوى ارزش والا داشت (كه مردم را براى رسيدن به اين تحوّلات راهبرى كند)، اگر چه اين ارزش والا جز در سالهاى بعد امكان ظهور نيافت، همچنين مورّخان توانستند به عوامل انتشار صنعت چاپ و ديگر اختراعات آگاهى يابند، ليكن همه اينها حكايت از شكوفايى فكرى و جريانى داشتند كه به «جريان ارزشى» توصيف مىشد و اين يعنى عاملى كه از آن پرده بر مىدارد كه در واقع، عامل نيست مگر به سبب آنكه ارزش را با خود دارد» [١].
پاول سيزارى مىگويد: «در حقيقت، سادگى برخى از فنّاوريها در شكل نخستين آن (مثلًا مانند چاپخانه در شكل ابتدائيش) اين پرسش را مطرح مىكند كه چرا
[١] - القيمة، پول سيزارى، ترجمه: دكتر عادل العوّا، ص ٢٥.