مبانى تشريع اسلامى(3) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣١ - آخرين سخن
«ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دوست از روى بازى نيافريدهايم* اگر مىخواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مىكرديم، اگر اين كار را انجام مىداديم. بلكه ما حق را بر سر باطل مىكوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مىشود. امّا واى بر شما از توصيفى كه (درباره خدا و هدف آفرينش) مىكنيد!»
بدين ترتيب نبايد خداوند صاحب عزّت و عظمت و پروردگار حكيم و عليم را به بيهوده كارى متّهم كنيم. خداوند خلق را به حق آفريده است و لذا حق را براى بندگان- چه بخواهند چه نخواهند- به اجرا درمىآورد. پس اين هدف كدام است؟ اينكه انسان با گزينشِ نيكوى خود به كمال دست يابد. پس كمال و والايى بدون آزادى و گزينش غايت آفرينش به شمار نمىآيد، بلكه از خلال انذار، تبشير، فرستادن پيامبران، پياپى آمدن كتب آسمانى، فراوانى تجربيات، پخته شدن بشر، و در سختى و دشوارى قرار گرفتن اوست كه اين امر تحقّق مىيابد تا به زارى و تضرّع بپردازند و ديدگاهشان تكامل يابد و دانششان روبه فزونى نهد و اخلاقشان نكو گردد، و شايد تعبير عبادت در آيه كريمه (ذاريات، آيه ٥٦) براى دلالت بر همين مفهوم باشد كه مقصود خداوندى از تكامل بشر آن است كه اين مسير با آزادى، تلاش و كوشش خودِ آنها تحقّق يابد، نه به گونهاى خودكار، عارى از هرگونه آگاهى، تلاش و يا اراده آزاد.
در تفسير اين آيه در احاديث شريف، براين بينش تأكيد شده است و ابو بصير از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ آورده است كه امام فرمود:
خداوند ايشان را آفريده است تا ايشان را به عبادت فرمان دهد. ابوبصير مىگويد: از امام درباره آيه شريفه:
... وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ* إِلَّا مَن رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ ... [١].
«... ولى آنها همواره مختلفند؛ مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند؛ و براى همين (پذيرش رحمت) آنها را آفريد ...»
پرسش كردم و حضرت فرمود: خداوند آنها را آفريده است تا به انجام امورى
[١] - سوره هود، آيات ١١٨- ١١٩.