اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٩

رياضى‌دان و مخالف اهل ظاهر و شاگرد افضل الدين كاشى نخستين كسى بود كه طوسى را بتعاليم باطنيان متوجه ساخته و سخنان او بود كه در او اثر كرده و او بخواست خود و تنها براى درك حقيقت بطرف آنها گراييد و چند سالى با آنها بزيست و سرانجام چون ورق برگشت‌[١] و گويا حقايقى هم از تعاليم باطنيان و نقص اين آيينى براى او آشكار گشت، كوشيد كه بكلى آن آلودگيهاى الحاد و باطنى‌گرى را از خود بزدايد و آشكارا خود را اثناعشرى و آنها را خارج از دين بشمار بياورد[٢] تا بجايى كه آنچه را بسود آنها نوشته بود مانند ديباچه‌ها و خاتمه‌هاى اخلاق ناصرى و معينيه و حل مشكلات آن، تغيير دهد.

بلكه ميتوان اين گونه تحول فكرى را نشانه نبوغ و سرآمد بودن او دانست و گفت كه او بگفته متكلمان دوران «مهلة النظر» را گذراند و با يك جستجوى علمى و تحرى و بررسى بگمان خود بمذهب حق و استوار رسيد و از روى اجتهاد دريافت كه آئين خانوادگى او كه مذهب امامى بوده است حق است و در اثر همين بود كه او بهترين كتابهاى كلامى مانند تجريد و قواعد العقايد و فصول و امامت را بسود اثنا عشريان ساخته و پرداخته است و بهمين علت است كه دانشمندان شيعى امامى مانند علامه حلى و شيخ بهائى و مجلسى و تفرشى و نورى و ممقانى از او بسزا ستوده‌اند[٣].


[١]طوسى در ديباچه زيح ايلخانى مى‌نويسد: «و در آن وقت كه (هولاكو) ولايتهاى ملحدان بگرفت من بنده كمترين نصير را كه از طوسم و بولايت ملحدان افتاده بودم از آنجا بيرون آورد و رصد ستارگان فرمود (مدرس ض ١ و ٢٩)، نيز ديباچه دوم اخلاق ناصرى.

[٢]رساله امامت ص ٢٤، فصول ص ٣٨، مدرس ص ٥١.

[٣]مدرس ص ٥٠.