اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٤ - پيروى از طوسى در نگارش اخلاق
تذكره علماى هند ٣٧).
٧- ترجمه لغات يا فرهنگ اخلاق ناصرى مورخ ١٠١٣ (شماره ٢/ ٢٧٤ دكتر اصغر مهدوى ياد شده در نشريه ٢: ١٠١). بدينگونه است: باب الف آرافكر ابتاد (؟) سختى و حادثه بزرگ، استقصاد دور شدن در مساله يا غير آن. ابداء آشكار كردن. ادا نمودن و شناسانيدن.
بر انگيختن ... يمين سوگند درست. يربوع به وزن يحموم. ياس نااميدى (٧ ص)
پيروى از طوسى در نگارش اخلاق
پس از خواجه طوسى چندين دانشمند به راه او رفتهاند:
١- قطب الدين مسعود شيرازى (٦٣٤- ٧١٠) كه در درة التاج ساخته ٦٧٤ اخلاق گذارده و در آن از فصول مدنى فارابى و اخلاق ابن سينا بهره برده است.
٢- شمس الدين محمود شهرزورى كه در ٦٨٠ الشجرة الالهية فى علوم الحقايق الربانية ساخته و رساله نخستين آن تقسيم علوم است و رساله سوم آن الاخلاق و التدابير و السياسات است. (ص ١- ٩ و ١٠- ٦٥ نسخه ١٨٣٨ مجلس).
٣- شمس الدين محمد بن محمود آملى (زنده در ٧١٦- ٧٥٣) كه در نفايس الفنون گزيدهاى از اخلاق ناصرى گذارده است.
٤- قاضى عضد الدين عبد الرحمن ايجى درگذشته ٧٥٦ كه لب اللباب دارد در چهار بخش كه به فارسى هم در آمده است (دانشگاه ٣: ٦٤٨ و ش ٨/ ٢١١٤- مجله الهيات مشهد ٢١: ١٨) و بايد او از اخلاق ناصرى بهره برده باشد: طاش كبرى زاده و محمد مفيد بر آن شرح نوشتهاند (نشريه ٥: ٤٧١ و ٤٧٢). نيز شرح عبد اللّه شمس الدين محمد گيلانى در چهار مقاله (نسخه وقف ٩٩١) و شرح شاگرد ايجى در كرمان (ذريعه ١: ٣٧١).
٥- چلبى در كشف الظنون و تهرانى در ذريعه (٤: ١٧١) از تزكيه الارواح من موانع الافلاح كه گزيده است از اخلاق ناصرى در يك مقدمه و سه مقاله و يك خاتمه و بنام پادشاه سيد فخر الدين پسر سيد علاء الدين مرتضى پسر حسن حسينى، ياد كردهاند و تهرانى نسخه مورخ ٧٦٤ آن را ديده است. بگفته چلبى مؤلف ناشناخته آن مىنويسد كه از سخنان حكماء برگرفتم و از آيات و اخبار گواه آوردم و ميان دفترهاى اخلاق گردآوردم آنهم از آنچه در اخلاق ناصرى استاد نصير الدين محمد بن طوسى آمده است.
٦- جلال الدين محمد دوانى (٨٢٨- ٩٠٨) لوامع الاشراق فى مكارم الاخلاق ساخته است (منزوى ١٦٧٢) او در ديباچه آن مىنويسد كه سلطان خليل «كتابى مشتمل بر نفايس حكم و غرائب كلم از سخنان ملوك نامدار و ائمه ابرار و حكماى كبار» هميشه با خود ميداشته است ولى چون آن دشوار بوده است من آن را به دستور او «ترميم و تتميم» كرده و تدوينى ديگر بپرداختم. درست مانند آنچه كه طوسى درباره طهارة الاعراق مشكويه رازى نوشته و نزديك به ديباچه اخلاق محتشمى. او باز در پايان در «مغرب در بعضى لواحق» مىنويسد: «حكيم محقق