اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٢ - دو نكته درباره اينگونه سخنان
ص ٥١٠:
لا خيل عندك تهديها و لا مال
فليسعد النطق ان لم تسعد الحال
از متنبى است.
ص ٥١٢:
ملك القناعة لا يخشى عليه و لا
يحتاج فيه الى الانصار و الخول
از طغرائى اصفهانى است.
ص ٥١٣:
يرى الجبناء ان العجز حزم
و تلك خديعة الطبع اللئيم
از متنبى است.
ص ٥١٩:
الرأى قبل شجاعة الشجعان
هو اول و هى المحل الثانى
از متنبى است.
ص ٥٢٧:
من يفعل الخير لا بعدم جوازيه
ان يذهب العرف بين اللّه و الناس
از حطيئه است.
ص ٥٣١:
و من يحبل المعروف من دون عرضه
يفره و من لا يتق الشتم يشتم
از زهير بن ابى سلمى است.
ص ٥٣٢:
ارى العنقاء تكبران تصادا
فعاند من تطبق له عنادا
از ابو العلاء معرى است.
ص ٥٣٣:
فدارهم ما دمت فى دارهم
و ارضهم ما دمت فى ارضهم
از على بن فضال قيروانى است.
ص ٥٤٣:
اذا قالت حذام فصدقوها
فان القول ما قالت حذام
از سحيم بن صصعب است.
ص ٥٥٢:
فان كنت قد بلغت منى خيانة
فمبلغلك الواشى اغش و اكذب
از نابغه ذيبانى است.
در اين كتاب لغات مفرد و مركب فارسى نيز بچشم مىخورد و خوب بود كه در مقدمه يا تعليقات اشارتى بدانها ميرفت مانند: چراغ گير ٧، درفشيدن ٧، باشنده ١٠، نسو ١٩٢، مىغيژيد ٢٠٢، نبهره ٣٠٥، ساو ٣٤٦، همباز ٤٥٤، سيكى ٤٢٣، و غير ذلك.
سه رسالهاى كه پيوست اخلاق محتشمى است يكى ترجمه الادب الوجيز ابن مقفع و دومين رساله در تولا و تبرا و سومين رسالهايست به عنوان «مقالة فى فضائل امير المؤمنين على» كه از خواجه طوسى است و درخور استفاده اهل فضل خاصه مبلغان و مذكران است.
مصحح نهايت دقت و كوشش را در تصحيح و رجوع به مدارك و مآخذ بكار برده است و الحق بر كار او خرده نتوان گرفت و اغلاط چاپى هم كه بليتى عام است كه هركس دچار آن مى باشد. مصحح هم برخى از آن اغلاط را در غلطنامه آورده است. اين مقالت گرچه در ظاهر به عنوان انتقاد در اين مجله آورده شده ولى در واقع معرفى كتاب است و بيان چند فايدت كه مصحح از آن