اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٠ - دو نكته درباره اينگونه سخنان

اسماعيليه است و حسن بن محمد بن بزرگ اميد معروف به «على ذكره السلام» بود و رشيد الدين فضل اللّه در جامع التواريخ (ص ١٦٨) گويد:

شهرت ابن حسن به على ذكره السلام بودى. بيت:

غم را كجا وجود بماند چو ما بريم‌

نام محمد بن على ذكره السلام‌

و اصل ايراد اين لقب بر آن شخصى اول دعائى بوده است كه بايام او بهم ميگفته‌اند، بعد از آن لقبى مشهور شده.

سيد سهراب ولى بدخشانى در كتاب سى و شش صحيفه (ص ٥٥) گويد:

بتوفيق صاحب زمان و نگهبان جهان لذكره السجود و الايقان.

ص ١ عموم رفيقان طالب را حاضر و غايب شامل باشد.

رفيقان نيز بر فدائيان اسماعيلى اطلاق ميشد. حسن صباح گويد: در زى رفيقان شخصى اميره ضراب نام ديدم بر عقيدت خلفاى مصر (جامع التواريخ ص ٩٧).

ص ١، و در كتب اهل دعوت مى‌بينى.

يكى از نامهائى كه اسماعيليان بر خود نهاده بودند «اهل دعوت» و «اصحاب دعوت» بوده است. قلقشندى در كتاب صبح الاعشى (جلد ١٣ صفحه ٢٣٨) گويد آنان خود را اصحاب الدعوة الهادية خوانده‌اند زيرا اسماعيل خود را صاحب الدعوة الهادية مى‌خواند.

ص ٥٩ و مستجيبان دعوت را مى‌فرمايد.

مستجيب يكى از مراحل دعوت در نزد اسماعيليان بوده است. ناصر و خسرو در جامع الحكمتين (ص ١١٠) گويد:

«مردم را اندر مراتب دعوت نيز هفت منزلت است از رسول و وصى و امام و حجت و داعى و مأذون و مستجيب».

در اين كتاب برخى شخصيت‌هاى اسماعيلى نيز ستوده شده‌اند چنانكه در ص ٢٠٨ گويد:

در صفت شيخ عبد الملك عطاش فرموده است كه او از همه نقصانها عارى است بجز نقصان درويشى كه بر درويش و توانگر دين و يقين از هيچ عار نبوده از درويشى.

و اين عطاش را عبد الجليل قزوينى رازى در كتاب النقض (ص ٩١) يكى از پنج نفر مى‌شمارد كه اساس الحاد را در عراق و خراسان نهاده‌اند.

مضامينى كه در احاديث و سخنان حكماء در اين كتاب آمده بيشتر آن در كتب نظم و نثر فارسى مورد آشنايى ايرانيان مى‌باشد و مصحح محترم هم هنگام نقل آنها بيشتر اوقات بكتبى مانند السعادة و الاسعاد عامرى و الحكمة الخالدة ابن مسكويه و اخلاق ناصرى خواجه و نهج- البلاغه حضرت امير (ع) و صحيفه سيد سجاد (ع) و احياء العلوم غزالى و غرر و درر آمدى ارجاع‌