اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥ - منابع يونانى اين كتاب

نيقوماخوس ارسطو رابا تفسير فرفوريوس در دوازده گفتار همچنين تفسير ثامسطبوس را (كه به خط خود اسحاق و گويا به سريانى نزد ابو زكرياء بوده است) ترجمه نمود (ابن النديم ٣١٢).

مشكويه رازى در طهارة الاعراق و تهذيب الاخلاق كه مقاله نخستين اخلاق ناصرى گزيده آنست مى‌نويسد: «الخير على ما قسمه ارسطو طاليس و حكاه عنه فرفوريوس» (ص ٧٦) در اخلاق ناصرى (٨٢) هم چنين چيزى هست. رازى گويا از تفسير اووثامسطيوس و همچنين تفسير فارابى بهره برده باشد (طهارة الاعراق چاپ زريق ٢٢٧ و ٢٢٦ و ٢٢٩). او در همين كتاب (ص ١٥٦) از نگارش ثامسطيوس درباره دوستى بهره برده است (گفتار رزنتال ٤٠٢- ٤٠٥)

مشكويه در الفوز الاصغر (چاپ ١٣٢٥، مسأله دوم فصل ٩ ص ٦١) آغاز بندb ٥٠٩١ اخلاق ارسطو را با شعر هسيودوس (ترجمه تريكو ٤٢، لطفى سيد ١٧٧، سلجوقى ٥) ميآورد گويا نگارش ديگرى از آن را در دست داشته است جز آنچه كه در ترجمه عربى كهن (چاپ بدوى ٥٨) مى‌بينيم او در همين كتاب (مسأله دوم فصل ٦ و ٧ ص ٤٩ و ٥٠) از نواميس و تيمائوس افلاطون برگرفته است (گفتار رزنتال در ١٤ (١٩٤٠ ص ٣٩٨- ٤٠١).

ميدانيم كه اخلاق نيقوماخوس ارسطو را چندين گزارش يا گزيده است از: آسپاسپوس (نزديك ١١٠ م) و هليودوروس (سده ٢ و ٣) و ميكائيل افسوسى و استراتيوس نيقياوى و دانشمندى گمنام و اسكندر افردويسى (نزديك ٢٠٥) كه همه اينها به چاپ رسيده است (ديباچه ترجمه تريكو ١٥) همچنين از اندرونيگوس رودسى و امانوئل تسوروس و المپيدوروس اسكندرى و سوفنياس ترسا (ديباچه بدوى ١٠) ولى گمان نكنم كه هيچيك از اينها به دانشمندان ما رسيده باشد.

عامرى نيشابورى در السعادة و الاسعاد جاى جاى عبارتهايى از اخلاق ارسطو را آورده است. آربرى در مجله.. سال ١٩٥٥ (٢: ٩- ٢٢) جاى آنها را در كتاب ارسطو نشان داده و با نسخه قرويين هم سنجيده و گفته است كه مترجم اين نسخه و مترجم ماخذ عامرى گويا يكى باشند چون اصطلاحات در اين دو يكى است.

نسخه جامع القرويين مورخ ٦٢٩ از نيقوماخيا كه فيلم آن را من براى دانشگاه آورده‌ام (فهرست ١: ٢٨١) در يازده مقاله است. آربرى درSAOSB در سال ١٩٥٥ (ص ١- ٩) و دونلوپ درsneirO سال ١٩٦٢ (١٥: ١٨- ٣٤) در دو گفتار خود از آن بررسى كرده‌اند.

بسيارى از دشواريهاى طهارة الاعراق و اخلاق ناصرى با آن برداشته خواهد شد. اين كتاب از روى همين نسخه به كوشش بدوى در كويت در ١٩٧٩ چاپ شده است.

السياسة ارسطو كه پاره‌اى از مطالب آن در اخلاق ناصرى آمده است گويا به عربى در نيامده است اگرچه نشانه‌هايى از آن در السعادة و الاسعاد (مانند ص ٢٩) ميبينيم، چه ابن رشد در آغاز تلخيص نيقوماخيا مورخ ٥٧٣- ١١٧٧ (پترز ص ٥٣) و تلخيص السياسة افلاطون مورخ ٥٧٢- ١١٧٦ مى‌نويسد كه آن به دستم نرسيد و من ناگزير به جاى سياست ارسطو از سياست‌