اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٧ - اخلاق محتشمى
(عقل و عاقل و معقول) ٤- نفس (منبعث از عقل) ٥- جد ٦- فتح ٧- خيال[١] و ستارگان هفتگانه شمس و قمر و زحل و مشترى و مريخ و زهره و عطارد را در عالم جسمانى اثرهايى از آن لطيفهها و اصلها مىشمرند كه مبدعهااند و در عالم صغير يعنى انسان نيز هفت اثر از آن هفت جوهر ابداعى بدينسان قايلند: ١- حيات ٢- علم ٣- قدرت ٤- ادراك ٥- فعل ٦- ارادت ٧- بقا[٢] و تصادفى نيست كه در صفحه هفتم اخلاق محتشمى در ذيل (در دين و معرفت خالق جل ذكره) به آيتهاىاللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ... و آيت:وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ برمىخوريم.
هم بابى (ششم) در عقل و علم و شرف آنها مىيابيم و از سوى ديگر بابهايى درباره شكر و صبر و نماز رضا و تسليم و توكل و انقطاع به خدا مشابه مقامهاى صوفيان در اخلاق عملى درين كتاب ديده ميشود و اين حديث در منازل السائرين بدينسان آمده است: من لم يرض بقضائى و لم يشكر نعمائى فليعبد ربا سوائى (ص ٥٣) (شرح منازل السائرين محمود فركاوى قادرى چاپ قاهره) كه در اخلاق محتشمى چنين است: «من لم يصبر على بلائى و لم يشكر لنعمائى و لم يرض بقضائى فليطلب ربا سوائى» (ص ١٠٨ اخلاق محتشمى).
و در ذيل من كلام الحكماء و الدعاة درباره شكر آرد: الشكر هو الاعتراف بنعمة المنعم على وجه الخضوع و قال آخر: «الشكر هو الثناء على المحسن بذكر احسانه (ص ١٠٣ اخلاق محتشمى) كه در شرح منازل چنين است: «و معانى الشكر ثلاثة اشياء: معرفة النعمة، ثم قبول النعمة، ثم الثناء بها» (ص ٥٤) و در باب ايثار عين آية: «وَيُؤْثِرُونَ ...» ص ٣٠٨ در شرح منازل در ص ٥٨ آمده است و در باب تواضع نيز آيه: «وَعِبادُ الرَّحْمنِ ...» و آيه: «وَلا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ ...» ص ٢٨٥ بعين در باب تواضع در صفحه ٦١ و ٦٢ منازل السائرين ديده مىشود.
خلاصه نقل رايها و گفتههاى: بوذرجمهر و انوشروان و حكيم فرس و روشنك دختر را دارا و مانند اينها در صفحههاى گوناگون نشان مىدهد كه درين كتاب از انديشههاى مردم ايران باستان كه توسط دادبه پارسى (ابن مقفع) و ديگران در فرهنگ تازى در آمده است نيز گفتههاى گوناگونى نقل شده است. از ياد كردن گفتههاى سقراط و افلاطون و ارسطو و ديوجانس و اسكندر و فيثاغورث و فيلسوف روم و جز اينها حاكى ازين است كه عقيدههاى فيلسوفان يونان و فيلسوفان و حكيمان اسلام از قبيل بو على سينا و جز آن نيز درباره اخلاق نقل شده است.
خواجه كوشيده است بىهيچ تعصبى همه رايهاى برگزيده و صحيح را درباره اخلاق نظرى از كليه منبعهايى كه در عصر او در دسترس دانشمندان بوده است خواه قرآن كريم و حديثهاى نبوى و خواه عقيدههاى صوفيان و زاهدان و خواه انديشههاى ايرانيان باستان و فيلسوفان هند و يونان گردآورده بويژه از گفتههاى اخوان صفاء (٤٣٦) كه بعقيده برخى از انديشههاى اسماعيليان نيز مبتنى بر نظريههاى آنان بوده است و هم عقيدههاى داعيان اين فرقه گفتههاى
[١]رجوع به همان مأخذ ص ١٠٩ شود.
[٢]همان مأخذ ص ١١٠.