اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٩ - اخلاق محتشمى

مستنصر در سجلى به شيخ عبد الملك بن عطاش رحمه اللّه نوشته بود و مستجيان دعوت را مى‌فرمايد ...» و در صفحه ٢٠٧ در ترجمه: «عاريا من كل نقيصة» گويد در صفت شيخ عبد الملك عطاش فرموده است كه: او از همه نقصانها عارى است بجز نقصان درويشى كه بر درويش و توانگر دين و يقين، از هيچ عار نبود از درويشى» ولى گويا از عبارت ترجمه كلمه‌هايى افتاده باشد زيرا عبارت عربى چنين است:

«عاريا من كل نقيصة دون الاعسار، التى ليس على صاحبها مع الغناء فى دينه و يقينه من عار» كه گويا ترجمه اصلى چنين بوده است: او از همه نقصانها عارى است به جز نقصان درويشى كه بر خداوند آن با توانگرى در دين و يقين، درويشى هيچ عار نبود.

چنانكه آقاى دانش پژوه در ديباچه (ص سيزده) به نقل از «ياد نامه خواجه نصير» ص ١٠٨ ياد آورى كرده‌اند: «طوسى به جنبه انسانى بيشتر اهميت مى‌داد و آزاد انديش بود و مزه آزادى فيلسوفانه را چشيده و با همه گونه دانشمندان از اسماعيلى و شيعى و سنى نشست و خاست داشت و به آنها احترام مى‌گذاشت و چندان تعصب مذهبى روا نمى‌داشت» و با همه اين در سراسر كتاب و به ويژه در باب‌هاى دوم در معرفت نبوت و امامت و باب سوم در حب و بغض و تولا و تبرا اعتقاد خويش را به تشيع نشان داده است و بى‌نظرى و عدم تعصب او در نقل گفته‌هاى داعيان و حكيمان و فيلسوفان دليل بر مشرب حكيمانه و وسعت نظر و پيروى از روش علمى در تأليف كتاب است.

درباره كتابشناسى و نسخه‌شناسى، و كيفيت تصحيح، آقاى دانش پژوه به تفصيل در مقدمه داد سخن داده و براى گذاردن متن صحيح و كم غلطى در دسترس خوانندگان به منبعهاى بسيار مراجعه كرده و در اين راه رنج فراوان برده است و بى‌شك كوشش بسزاى ايشان به تصحيح متن انتقادى پر ارزشى منتهى شده است.

روش نثر فارسى: اگر ترجمه اخلاق محتشمى را با ترجمه ادب الصغير كه هر دو منسوب به يك نويسنده است بسنجيم اين نتيجه بدست ميآيد كه اسلوب نثر نخستين بسيار ساده‌تر است.

و در آن لغتهاى نامأنوس و سجع و ديگر شيوه‌هاى تكلف‌آميز ديده نميشود گذشته از آوردن باء تأكيد در اول ماضى و حذف (با) و (مى) در مضارع و بكار كردن ماضى استمرارى در جمله‌هاى شرطى و تمنى و ترجى و حذف فعل در جمله نخست از دو جمله معطوف و تقديم و تأخير وابسته‌هاى فعل و بويژه قيد و ديگر خصوصيتهايى كه به نثر آن روزگار اختصاص داشته است، در اخلاق محتشمى به كلمه‌هايى تازى دور از ذهن كمتر برميخوريم و عبارتها و جمله‌ها بيشتر ساده و خالى از تصنع و تشبيه و مجاز است كه اينك براى نمونه از هر دو كتاب عبارتهاى آورده ميشود:

دروغ رسوا كننده بود. و دروغ زن پيوسته به سوگند استشهاد كند تا سخن او باور دارند.

زبان علم راست گفتن است. (ص ٢٢٥ اخلاق محتشمى) اندوه مبر بر نايافتن محبوبى، و نوميد مباش بر يافتن مطلوبى. (ص ١١١) مصيبتها ميان خلايق بسويت قسمت كرده‌اند هر كه بروزى خدا راضى باشد بر آنچه ازو فوت شود اندوه نبرد (همان صفحه).

خرد را در دل خويش راسخ گردانى و خداى ترسى را ملكه و شعار خويش سازى كه رنج‌