اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٢ - اخلاق محتشمى
كوشش آقاى دانش پژوه در تصحيح نسخه و مراجعه به اصول احاديث و اقوال نشانه، تتبع و تبحر بسيار ايشان است و من در اينجا فقط چند نكته جزئى را متذكر مىشوم كه اميدوارم اگر بار ديگر به طبع آن موفق شدند، در صورت موافقت رعايت فرمايند:
١- اصل تعليم از خصوصيات آئين اسماعيلى است و بهمين جهت آنان را تعليميان نيز مىگويند و از اين رو عبارت ايشان در صفحه ٩ ديباچه «و در اصول شيعى امامى هم به ويژه عصمت و اصل تعليم و قاعده تسليم كه از نشانههاى آئين شيعى است» درست نمىنمايد و شايد مقصودشان چيز ديگرى بوده است.
٢- در باب اول شماره (٣) در ذيل آيهفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ ... و پس از ترجمه آن در متن آمده است: حنيفى در مقابل صابى باشد و صابى آن بوده كه متابعت راى كند و [حنفى] آنكه از راست نگرديده باشد. اين ملاحظه مربوط به آيه ايست كه در شماره (٤) مىآيد و حق اين بود كه مصحح محترم آن را تذكر مىداد و علاوه بر اين حنيفى يا حنفى به جاى حنيف ظاهرا درست نيست.
٣- در باب دوم شماره (١٣) اين حديث آمده است: نحن النمرقة الوسطى بنا يلحق التالى و الينا يرجع الغالى ترجمه: ما وساده ميانينايم كه باز پس مانده را در آن رسانيم و از حدود درگذشته را به آنجا آريم
خوب بود مصحح محترم معنى اين حديث را روشن مىفرمودند. اين حديث با تغييرى در جزء دوم از جلد پانزدهم بحار الانوار آمده است و متأسفانه علامه مجلسى نتوانسته است بيان روشن و قانع كنندهاى از آن بنمايد زيرا خيال كرده است كه مقصود از النمرقة الوسطى يا وساده ميانين صدر مجلس است و متوجه نشده است كه صدر مجلس آخرين جاى محترم مجلس است و اگر كسى از آن بگذرد ديگر در صدر نيست تا غالى يا متجاوز از حد شناخته شود.
به عقيده بنده و ساده ميانين جائى ميان صدر و ذيل مجلس است كه اگر كسى فروتر نشينده و مقامش به حقيقت بالاتر باشد بدان مىرسانندش و اگر كسى فراتر نشيند و مقامش نه آن باشد بدان فرود آورندش. در مجالس بزرگان متصدى اين كار يعنى بردن به صدر و فرود آوردن از آن كار شخصى بوده به نام معرف چنانكه سعدى در بوستان در داستان فقيه كهن جامه گويد:
فقيهى كن جامه تنگ دست
در ايوان قاضى به صف برنشست
نگه كرد قاضى درو تيز تيز
معرف گرفت آستينش كه خيز
ندانى كه برتر مقام تو نيست
فروتر نشين يا برو يا بايست
٤- در باب پنجم شماره (٢٠) جمله: انى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما، از خطبهاى است كه حضرت حسين بن على روز دوم محرم سال ٦١ بيان فرمودهاند.
٥- اشعارى كه در آخر باب پنجم آمده است و به شعر:
فان تكن الدنيا نفيسة
فدار ثواب اللّه اعلى و انبل
شروع مىشود. به نقل اخطب خوارزم در مقتل الحسين از حضرت حسين بن على است.
محمد تقى دانش پژوه تهران تيرماه ١٣٦٠