اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٥
اهتمام مجلس عالى شاهنشاهى ناصر الحق و الدين ... سعادت اتصال بجماعت و انخراط در سلك مستجيبان دعوت بيافت.
٤- و اما در باطن ... بدانست كه حق با تعليميانست ببرهانى كه تقرير كرده شد[١].
٥- در آنوقت كه هنوز بجماعت نپيوسته بود و بر مذهب حق زياده وقوفى نيافته بجاجرم بافقيهى مجاراتى افتاد[٢].
٦- و چون بنده كمترين باين مقام رسيد بدانست كه حاصل كار و منتهاى طلب تسليمى است كه لازم مذهب اهل تعليم است[٣].
٧- القصه بنده كمترين را چون اين صورت در ضمير متمكن شد بسيارى از فضولى و طلب مالا يعنى كه پيش ازين داشت از تتبع مذهب و مقالات و تعصب در امر ديانات از سر بيرون شده ... از مناقضت احوال اصحاب شريعت و منازعه اهل ظاهر با يكديگر و چيزى كه بدان سبب مييافت بكلى زايل گشت[٤].
٨- حال بنده كمترين از آن روز كه پاى در راه طلب نهاده است تا اكنون كه ضمير را صورتى بر اين صفت كه حكايت كرده حاصل آمده و بتضرع و ابتهال از حضرت ذو الجلال توفيق ملازمت اين طريقه و تحصيل رضاى معلم خود اعلى اللّه امره و حرس ظلاله در اقولا و افعال و افكار ميخواهد[٥].
از اين عبارتها آشكار ميگردد كه طوسى در خاندانى مخالف با تعليميان پرورده شده و چنانكه در همين سير و سلوك مىنويسد پدرش با اينكه پرورده دايى خود شاگرد شهرستانى داعى الدعاة بوده است «در تقليد آن قواعد مبالغه كمتر نمودى»
[١]همانجا ص ٤٢.
[٢]همانجا ص ٤٦.
[٣]همانجا ص ٥١.
[٤]همانجا ص ٥٣.
[٥]همانجا ص ٥٥.