اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٧

بلكه طوسى با فخر الدين ابو الحسن الحسين قاينى نقاش كاتب در آنجا بوده و شايد هم برضاى خود در آنجا رفته بود[١] تا از گزند اشعريان در امان باشد.

بارى طوسى در اين مدت كه در دژهاى باطنيان بسر ميبرد آيا از ته دل بآئين آنها گرويده بود يا اينكه برسم اماميان تقيه ميكرده و آنچه نوشته است باجبار بوده است خداى ميداند همين اندازه ميدانيم كه او در آن زمان مانند يك دانشمند باطنى اسماعيلى كار علمى كرده و پس از ٦٥٤ هم بآئين شيعى امامى درست خدمت نموده و كلام شيعى اثنا عشرى را سروسامانى داده بلكه در تجريد (ص ٢٤٦ شرح حلى) اصل تعليم را انكار كرده با اينكه در شرح محصل در اعتراضات وارد بر اين اصل خدشه نموده است.

طوسى در رساله فصول عصمت را تنها در دوازده امام پذيرفته و آنها را راهنماى مردم دانسته و غيبت را درست مانند سخنان خود در تجريد توجيه كرده و امامان را مانند اسماعيليان در تعليم امت ناگزير پنداشته است (ص ٣٨- ٤٠)

او در رساله امامت سبعيان را از ملت اسلام بيرون ساخته و ميگويد كه آنها بخرافات فيلسوفان ميگرايند و روا ميدارند كه امام هر كار زشتى را بكند (ص ٢٤) در قواعد العقايد او عقايد اسماعيليان را مانند نويسندگان ملل و نحل اسلامى نقل كرده و پيداستكه ارادتى باين آيين ندارد، در اين كتاب استكه او از انقراض آنها ياد نمود (ص ٧٩- ٨١)

طوسى در مصارع المصارع از تاج الدين شهرستانه كه در سير و سلوك (ص ٣٨) او را استاد دايى پدر خود خوانده و داعى الدعاة ناميده خورده‌ها گرفته و او را از اينكه باطنى است نكوهشها كرده است.


[١]ياد نامه ص ٨٨- ٩٣