اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٤

در اين كتاب است كه سرگذشت معنوى طوسى بدست ميآيد و از آن آشكار ميگردد كه او بآئين باطنيان نه مانند اشعريان بدبين نبوده، چه در آن آمده است:

١- مدتى است تا كمترين بندگان محمد الطوسى ميخواهد كه نمودارى از صورت اعتقاد و شمه‌اى از شرح حال خود برأى حقيقت نماى مجلس عالى سلطان الدعاة و الوزراء دام عاليا عرضه دارد تا از آن بارگاه معلى ... تشريف ارشاد و تنبيه بر صواب و خطا و استقامت و انحراف بقدر استعداد اين بنده كمترين ارزانى فرمايند[١].

٢- چون ... ولادت و تربيت بنده كمترين در ميان كسانى بود كه ظاهر شريعت را معتقد و متقلد بودند و اقربا و عشيرات را جز اشتهار بعلوم ظاهر حرفتى و صنعتى نبود باول كه در خود تمييزى احساس كرده باستماع اصول و فروع مقاله اين جماعت نشو و نما يافته بود و ميپنداشت كه بيرون از اين شيوه مذهبى و طريقى نتواند بود[٢].

٣- در اين رساله از سير او در عقايد متكلمان و حكيمان و تعليميان درست مانند غزالى و خيام ياد شده‌[٣] و دارد كه «جلدى از فصول مقدس على ذكره السلام بخطى ميانه و كاغذ كهنه ... مشاهده كرد ... و روز و شب خود بر مطالعه آن وقف كرد و از آن كلمات مقدس كه نور دلها و چراغ ضميرها است ... فائده‌هاى بى‌نهايت گرفت و اندكى چشم تصرف باز كرد و ديده باطن گشوده شد ... و بيمن‌


[١]همانجا ص ٣٦.

[٢]همانجا ص ٣٨.

[٣]همانجا ص ٣٩- ٤١، خواجه در رساله جبر و قدر هم از «فصول مقدس» ياد نمود، اين فصول از «حسن على ذكره السلام» نخستين خداوند الموت (٥٥٧- ٥٦١) است (فهرست دانشگاه از نگارنده ص ٢١١٥).