اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٦

(ص ٣٨) و خود او سپس در سلك آنها درآمده و آئين و پندار آنها را مانا پذيرفته است.

پس هيچ دور نيست كه مطلوب المومنين و روضة التسليم هم از خود خواجه باشد و او اينها را در آغاز كار و بسبك ساده و روشن آنهم براى دعوت مستجيبان نه براى خواص ساخته باشد.

اگر هم سير و سلوك را از خواجه ندانيم خود اخلاق ناصرى و رساله جبر و قدر كه در آن از «فصول مقدس على ذكره السلام» ياد شده و آغاز و انجام و اخلاق محتشمى و ترجمه ادب وجيز بخوبى ميرساند كه خواجه در اين مدت دستخوش تحولى فكرى شده بود، و دور هم نيست چه او نزديك بسى سالگى يا اندكى كمتر يا بيشتر دچار باطنيان شده و در اصول شيعى امامى هم بويژه عصمت و اصل تعليم و قاعده تسليم كه از نشانه‌هاى آئين شيعى است و در كافى و كتب ديگر بآنها برميخوريم و روش تأويل باطنى كه در بصائر صفار و مرآة الانوار و مشكوة الاسرار ابو الحسن شريف عاملى مى‌بينيم بسيار بآئين اسماعيلى نزديك بوده است بخصوص اينكه او فلسفه آموخته بود و با رأى افضل الدين كاشانى كه شايد خود از اهل تاويل اسماعيلى يا باطنى صوفى بوده آشنايى داشته است و او بود كه مدارج الكمال الى معارج الوصال كاشانى را خوانده و دو بيتى در ستايش آن بر نسخه‌اى از اين كتاب نوشته بود[١]، و آئين اسمعيلى هم با فلسفه آميختگى داشته است. پس هيچ دور نمى‌نمايد كه طوسى باين آئين روى خوشى نشان داده باشد. آنهم خواجه بدربار باطنيان آنگاه رفته بود كه آنها در سياست دينى تجديد كردند و خود را متعبد و پابند مناسك مرسوم نشان دادند و در ماه رمضان نماز تراويح خواندند و مادر جلال الدين هم بحج رفته بود.


[١]سير و سلوك ص ٣٨- ياد نامه خواجه نصير الدين طوسى چاپ دانشگاه ص ٩١