تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - تفسير واى بر دروغگوى گنهكار!
سپس مىافزايد:" و هر گاه اين مستكبر لجوج چيزى از آيات ما را بداند و از آن آگاه شود آن را به باد استهزا مىگيرد" (وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً) [١] در حقيقت اين جاهلان خودخواه داراى دو حالتند: حالت اول اينكه غالبا آيات الهى را مىشنوند و ناديده مىگيرند و با بىاعتنايى مىگذرند گويى اصلا نشنيدهاند، حالت دوم اينكه اگر بشنوند و بخواهند به آن اعتنا كنند و عكس العملى نشان دهند كارى جز استهزا و مسخره كردن ندارند، و همه آنها در اين دو برنامه مشتركند، گاه آن و گاه اين (بنا بر اين هيچگونه تضادى در ميان اين آيه و آيه قبل وجود ندارد).
جالب اينكه نخست مىگويد:" اگر چيزى از آيات ما را بداند". ولى بعدا نمىگويد آنچه را دانسته استهزا مىكند بلكه مىگويد همه آيات ما را (چه آنها را كه دانسته و چه آنها را كه ندانسته) به استهزا و سخريه مىگيرد!.
و اين نهايت جهل و بيخبرى است كه انسان چيزى را انكار يا مسخره كند كه اصلا نفهميده است، و اين بهترين دليل لجاج و عناد آنها است.
و در پايان آيه مجازات اين گروه را چنين بيان مىكند:" براى آنها عذاب خوار كنندهاى است" (أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ).
چرا چنين نباشد در حالى كه آنها مىخواستند با استهزاء آيات الهى مقام و شخصيتى براى خود كسب كنند، اما خداوند به كيفر اين كار آنها را پست و موهون و بىمقدار مىكند، و آنها را به طرزى خوار كننده و خفتآور در عذاب قيامت گرفتار مىسازد، آنها را به صورت بر زمين مىكشند و با غل و زنجير، همراه با ملامت و سرزنش فرشتگان عذاب، به دوزخ مىبرند.
[١] توجه داشته باشيد ضمير" اتخذها" به" شيئا" برنمىگردد بلكه به" آياتنا" بازمىگردد.