تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١ - تفسير قوم عاد و تندباد مرگبار!
تعبير به" اخ" (برادر) براى بيان نهايت دلسوزى و صفاى اين پيامبر بزرگ نسبت به قوم خويش است، اين تعبير چنان كه مىدانيم در مورد عدهاى از پيامبران بزرگ در قرآن مجيد آمده است، آنها برادرى دلسوز و مهربان براى اقوام خويش بودند كه از هيچ نوع فداكارى مضايقه نكردند.
اين تعبير ممكن است در ضمن اشارهاى به ارتباط خويشاوندى ميان اين پيامبران و اقوامشان نيز باشد.
سپس مىافزايد: در آن هنگام كه قومش را در سرزمين" احقاف" انذار كرد، در حالى كه پيامبران بسيارى قبل از او در گذشتههاى دور و نزديك آمدند و به انذار اين اقوام پرداختند" (إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ).
" احقاف" چنان كه قبلا هم گفتهايم به معنى شنهاى روانى است كه بر اثر وزش باد در بيابانها به صورت مستطيل و كج و معوج رويهم انباشته مىگردد، و از اين تعبير روشن مىشود كه سرزمين قوم عاد ريگستان بزرگى بوده.
بعضى آن را در قلب جزيره عربستان ميان" نجد" و" احساء" و" حضرموت" و" عمان" دانستهاند [١] ولى اين معنى بعيد به نظر مىرسد، چرا كه از آيات ديگر قرآن (در سوره شعرا) برمىآيد كه قوم عاد در جايى زندگى داشتند كه آب فراوان داشت و درختان جالب، و در قلب جزيره چنين مطلبى بسيار بعيد است.
جمعى ديگر از مفسران آن را در قسمت جنوبى جزيره حوالى يمن، يا در سواحل درياى عرب دانستهاند [٢] بعضى نيز احتمال دادهاند كه احقاف منطقهاى در سرزمين عراق، در مناطق
[١]" اعلام قرآن" صفحه ٩٤.
[٢]" فى ظلال القرآن" ذيل آيات مورد بحث.