تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢ - تفسير بگو من پيامبر نوظهورى نيستم
پيامبرند، نه دوستان او اما ممكن است از قبيل تطبيق باشد يعنى به هنگام مطرح كردن اين سؤال از ناحيه دوستانش پيامبر ص به اين آيه تمسك جست، و به آنها پاسخ گفت.
" بگو: به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خدا باشد و شما به آن كافر شويد، در حالى كه شاهدى از بنى اسرائيل بر آن شهادت دهد، و او ايمان بياورد و شما تكبر كنيد و تسليم نشويد، چه كسى از شما گمراهتر خواهد بود؟! مسلما خداوند قوم ظالم را هدايت نمىكند" (قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ كَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) [١] در اين كه اين شاهد بنى اسرائيلى كه بوده است كه بر حقانيت قرآن مجيد گواهى داده، در ميان مفسران گفتگو است.
بعضى گفتهاند منظور موسى بن عمران است كه در عصر خود خبر از ظهور پيامبر اسلام و نشانههاى او داد.
ولى اين احتمال با توجه به جمله فامن و استكبرتم كه نشان مىدهد اين شاهد بنى اسرائيلى به پيامبر اسلام ايمان آورده در حالى كه مشركان استكبار كردند سازگار نيست، زيرا ظاهر جمله نشان مىدهد كه اين شاهد در عصر پيامبر اسلام ص بوده و به حضرتش ايمان آورده در حالى كه ديگران راه استكبار را پيش گرفتند.
بعضى ديگر گفتهاند اين مرد يكى از علماى اهل كتاب بوده كه در مكه
[١] جزاى جمله شرطيه (إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ) محذوف است و در تقدير چنين است" من اضل منكم".