تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - تفسير بگو من پيامبر نوظهورى نيستم
همان توهماتى بودند كه با اين آيه به آن پاسخ گفته شد.
و از اينجا روشن مىشود كه مفاد اين آيه با آيات ديگرى كه نشان مىدهد پيامبر ص از غيب آگاهى دارد، مانند آنچه در سوره فتح در باره فتح مكه، و ورود در مسجد الحرام آمده (آيه ٢٧ سوره فتح) و يا آنچه در مورد مسيح ع آمده كه مىفرمود: أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ:" من شما را به آنچه مىخوريد و در خانهها ذخيره مىكنيد خبر مىدهم" (آل عمران- ٤٤) و امثال اينها منافات ندارد، چرا كه آيه مورد بحث نفى" علم غيب مطلق" مىكند، نه" مطلق علم غيب"، به تعبير ديگر اين آيه نفى علم غيب استقلالى مىكند، ولى آن آيات از علم غيب به بركت تعليم الهى سخن مىگويد.
شاهد اين گفتار آيه ٢٦ و ٢٧ سوره" جن" است: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ:" خدا عالم الغيب است، و هيچكس را بر مكنون علم خود آگاه نمىكند مگر رسولانى كه مورد رضايت اويند".
بعضى از مفسران براى آيه مورد بحث شان نزولى آوردهاند و گفتهاند:
هنگامى كه فشار مشكلات بر ياران پيامبر ص در مكه زياد شد، حضرت در خواب ديد كه به سرزمينى هجرت مىكند كه داراى نخلستان و درختان و آب فراوان است، اين را براى ياران خود بازگو كرد، آنها همه خوشحال شدند و فكر كردند، به زودى گشايشى در برابر آزار مشركان پيدا خواهد شد مدتى صبر كردند، اما اثرى از آن نديدند، عرض كردند اى رسول خدا! آنچه را فرمودى نديديم، كى به آن سرزمينى كه در خواب ديدى مهاجرت خواهيم كرد؟ پيامبر ص ساكت شد، در اين هنگام آيه فوق نازل گرديد: وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ:" من نمىدانم خدا با من و شما چه خواهد كرد" [١] ولى اين شان نزول بعيد به نظر مىرسد زيرا مخاطب در اين آيات دشمنان
[١] تفسير" فخر رازى" جلد ٢٨ صفحه ٨.