تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - تفسير روز جداييها! (يوم الفصل)
نزديكترين دوستانش جدا مىشود، آرى آن روز وعدهگاه همه مجرمان است [١]
آرى آن روز روز فصل و جدايى است، روزى است كه انسان از همه چيز جز عملش جدا مىشود، و مولى به هر معنى كه باشد دوست، سرپرست، ولى نعمت، خويشاوند، همسايه، ياور، و مانند آن، توانايى حل كوچكترين مشكلى را از مشكلات قيامت براى كسى ندارد.
" مولى" از ماده" ولاء" در اصل به معنى ارتباط دو چيز با يكديگر است به طورى كه بيگانهاى در ميان نباشد، و براى آن مصداقهاى زيادى است كه در كتب لغت به عنوان معانى مختلف اين واژه آمده، كه همه آنها در ريشه و معنى اصلى آن مشتركند [٢]
[١] در اينكه مرجع ضمير در" ميقاتهم" كيست؟ مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند: بعضى به همه انسانها بازگرداندهاند، و بعضى به خصوص اقوامى كه در آيات قبل به آنها اشاره شد، يعنى قوم تبع و گردنكشان قبل از آنها، ولى معنى اول صحيحتر به نظر مىرسد.
[٢] براى مولى معانى زيادى در لغت ذكر شده كه بعضى آنها را بالغ بر بيست و هفت معنى مىدانند:
١- رب ٢- عمو ٣- عموزاده ٤- پسر ٥- خواهرزاده ٦- آزاد كننده ٧- آزاد شده ٨- بنده ٩- مالك ١٠- تابع ١١- كسى كه مورد نعمت قرار گرفته ١٢- شريك ١٣- هم پيمان ١٤- دوست ١٥- همسايه ١٦- ميهمان ١٧- داماد ١٨- نزديكان ١٩- نعمت بخش ٢٠- از دست رفته ٢١- سرپرست ٢٢- كسى كه سزاوارتر است ٢٣- آقا ٢٤- دوستدار ٢٥- يارى كننده ٢٦- متصرف ٢٧- متولى (الغدير جلد ١ صفحه ٣٦٢).