تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - تفسير روز جداييها! (يوم الفصل)
نه تنها دوستان به فرياد هم نمىرسند، و خويشاوندان گرهى از كار يكديگر نمىگشايند، بكله نقشهها نيز نقش بر آب، و چارهجوييها به بنبست، و تيرها به سنگ مىخورد چنان كه در آيه ٤٦ طور مىخوانيم: يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ:" آن روز روزى است كه چارهجوييهاى آنان مشكلى را حل نمىكند و يارى نمىشوند".
در اينكه چه تفاوتى در ميان" لا يغنى"" و لا هم ينصرون" است؟ بهترين سخن اين است كه گفته شود: اولى اشاره به اين است كه هيچكس نمىتواند مشكل ديگرى را به تنهايى و مستقلا در آن روز حل كند، و دومى اشاره به اين است حتى نمىتوانند با همكارى يكديگر مشكلات را حل نمايند، زيرا نصرت در جايى گفته مىشود كه شخصى به كمك ديگرى بشتابد و او را يارى دهد تا با همكارى هم بر مشكلات پيروز گردند.
بدون شك اين رحمت الهى بيحساب نيست و تنها شامل مؤمنانى مىشود كه داراى عمل صالحند، و اگر لغزشى از آنها سر زده نيز در حدى نيست كه پيوندهاى آنها را از خداوند بريده باشد، اينها هستند كه دست به دامن لطف الهى مىزنند، از درياى كرمش بهرهمند، و از چشمه رحمتش سيراب، و از شفاعت اوليايش برخوردار مىگردند.